sahel
حکايت کنگر خوردن و لنگر انداختن است ....حضور خاطراتت..... در وجود من . . .
sahel
مردی نزد ابوذر آمد و پرسید: چرا از مرگ کراهت داریم؟ ( دیدگاه )
sahel
دلــم شور می زند.... ســازم ابو عطا ....دستــانم چهــار مضراب... چــه غوغاییست . . . !!!!
sahel
دلم یک خیابان پر از برگ های زرد و خشک می خواهد ... ! تنهایی می خواهد ... یاد تو هم که باشد ؛ معرکه می شود ...!
sahel
اگر جویای اندیشه های آفریننده اید، قدم بزنید. فرشتگان در گوش مردی که برای پیادهروی بیرون رفته است، زمزمه میکنند....... - ریمند اینمن
sahel
خاطره های مرا به آنجا ببرید که برای نخستین بار دلم به تپشهای دلی دیگر پاسخ داد....
sahel
خزان شد دلم را می گویم .. پر از برگهایی زرد می دانم راه رفتن روی برگ چه لذتی دارد چه صدایی برو .. باز هم راه برو می خواهم بشنوم
sahel
وقتی تمام بدنم از دلتنگی درد می کند.... کجاست مخدر نگاهت.....! ?
sahel
گیرم که هر 6 ماه یکبار با زمان بازی کنند... یک ساعت جلو یک ساعت عقب...!! یکی به ما بگوید با ساعت های دلتنگی مان چه کنیم ...؟؟