Sajad
هرگز گنجشکی را که توی دستت داری به امید گرفتن کبوتری که در هواست رها نکن
Sajad
برای تو که هیچ وقت یاد نگرفتی بد باشی ، یه دنیا خوبی آرزو میکنم . . .
Sajad
هر رهگذری محرم اسرار نگردد / صحرای نمکزار چمن زار نگردد هر جا که رسیدی طرح رفاقت مکش ای دوست / هر بی سر و پا یار وفادار نگردد . . .
Sajad
قبر واقعی آدم در خاک نیست ، بلکه در قلب کسی است که فراموشت نمیکند . . .
Sajad
ای انسان تو آزاد آفریده شده ای که آزاد فکر کنی. اول ببین که هستی؟ از کجا آمده ای؟ حالا که به دنیا آمده ای چه می خواهی؟ به کجا خواهی رفت؟ آیا همیشه باید برده باشی؟ آیا ثروتمندان از مادر ثروتمندی به دنیا آمدند؟ آیا آدم های خوشبخت شش انگشتی هستند؟ کجا می خواهی بروی؟ کدام قله را می خواهی فتح کنی؟ ایا می توانی از خودت فرار کنی؟ اگرشهر دیگری بروی آیا آسمانش رنگ دیگری دارد؟ آیا همه آدم بدهستند تو می توانی انها را تغییر دهی؟ آیا باید فقر را ریشه کنیم یا به گدایان کمک کنیم تا روز به روز بیشتر شوند؟ آیا این کلمه "اعصاب ندارم" معنا می دهد؟ آیا خیرات و نذری که هرسال داشتی و داری به فکر مستمندان آبرومند بوده ای؟ ..از حالا شروع کن ..مانند خرچنگ پوستی سخت داشته باش..ا ز دیگران نرنج« رنجیدن فقط از نااگاهی و خودفریبی است» این گرفتاری ها نیستند که تو را ناراحت می کنند بلکه نظرت در مورد آن هاست که ناراحتت میکند...
Sajad
تنهایی آدمها یه دریا عمق داره ، ولی پر کردنش با یه لیوان محبت ممکنه . . .
Sajad
خداوند بی نهایت است:اما"به قدر نیاز تو"فرود می اید. "به قدر ارزوی تو "گسترده می شود و "به قدر ایمان تو"کارگشاست.
Sajad
انسان هم میتونه دایره باشه هم خط راست انتخاب با خودته تا ابد دور خودت بچرخی ویا تا بی نهایت ادامه بدی!!
Sajad
هوا داره سرد میشه ، مواظب باش کسی از سردی هوا به گرمی قلبت پناه نبره !
Sajad
مي خوام به سردي شب هام بخندم / مي خوام به پوچي فردام بخندم / وقتي مي بينمت با ديگروني / تو اوج گريه هام مي خوام بخندم / مي خوام داد برنم تنهاي تنهام / مي خوام وقتي ميگم تنهام بخندم
Sajad
بهترین کار این است که مشکلاتتان را برای مردم تعریف نکنید. نیمی از آنها علاقهای به شنیدنش ندارند و نیمی دیگر هم از شنیدن آن خوشحال میشوند
Sajad
همیشه یکی پیدا میشه که هُلت بده چه نشسته باشی روی تاب چه ایستاده باشی لبه ی پرتگاه
Sajad
نام : کمال کلاس :دوم دبستان موزو انشا : عزدواج!(دیدگاه)
Sajad
قصه عشقت را ... به بیگانگان نگو !!! چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند...