Sajad
بچه که بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمارم. نهايت هر چيزي همين 10 تا بود. از بابا بستني که مي خواستم 10 تا مي خواستم. مامانمو 10 تا دوست داشتم و خلاصه ته دنيا همين 10 تا بود و اين 10 تا خيلي قشنگ بود. ولي حالا نمي دونم ته دنيا چقدره ؟ نهايت دوست داشتن چندتاست؟ انگار خيلي هم حريصتر شدم ! 10تا بستني هم کفافمو نمی ده !!! اما می خوام بگم دوست دارم .... می دونی چقدر؟ اندازه ی همون 10 تای بچگی
Sajad
روزگاری مردم د نیا دلشان درد نداشت هر کسی غصه اینکه چه می کرد نداشت چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید خودمانیم زمین این همه نامرد نداشت.
Sajad
من تمام راه رابراى دیدن چشمانش دویدم اما او خوابیده بود
Sajad
خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی ، نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه
Sajad
برای دوست داشتنت از من دلیل می خواهند ، نازنین … ! چشمانت را قرض می دهی !؟
Sajad
تو به نقش قهوه اعتقاد داری ، به پیش بینی ، به بازی های بزرگ و من فقط به چشمهایت
Sajad
بر خاک بخواب نازنین تختی نیست.اواره شدن حکایت سختی نیست.از پاکی اشکهای خود فهمیدم .لبخند راز خوشبختی نیست
Sajad
به نام ستاره ی شب تاریکم...یک شب خوب تو اسمون...یک ستاره چشمک زنون...خندیدو گفت کنارتم تا اخرش تاپای جون...ستاره ی قشنگی بود.اروم و نازو مهربون...ستاره شد عشق منو منم شدم عاشق اون...اما زیادطول نکشید عشق منو ستاره جون...ماهه اومدستاره رو دزدیدو برد نامهربون... ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی هم زبون... حالا شبا به یاد اون چشم میدوزم به اسمون
Sajad
هر وقت خواستی تو آسمون یه ستاره واسه خودت انتخاب کنی همیشه اون کم رنگه رو انتخاب کن. چون همه به پر رنگه نگاه می کنن اونم به همه نگاه می کنه.
Sajad
میگن اخر معرفت اون قدر دوره که عمرادم کفاف نمیده که بهش برسه اما اینو فرستادم برای اونیکه اخر جاده معرفت ایستاده.
Sajad
زبانت کوک نمی شود ! به آنچه گوش من ، محتاج شنیدنــش است . . . !
Sajad
خیلى سخته منتظر كسى باشى... كه هركز به فكر آمدن نیست
سلام
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 3 ساعت و 2 دقيقه قبلسلام بهار خوبی
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 58 دقيقه قبلمرسی. شما خوبی؟
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبلشکر
ممنون
15 سال و 1 ماه و 17 روز و 2 ساعت و 53 دقيقه قبل