Sajad
آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ٬ دریا گفت : این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید ...
Sajad
گاهی وقتها از نردبان بالا می روی تا دستان خدا را بگیری غافل از اینکه خدا پایین ایستاده و نردبان را محکم گرفته که تو نیفتی.
Sajad
هر وقت گلی رو بو کردی ، هرگز اون رو نگاه نکن ، چون اگه نگاهت رو به خاطر بسپاره ، شوق دوباره دیدنت او رو پرپر می کنه !
Sajad
هیچ کس اشکی برای ما نریخت ، هر که با ما بود از ما می گریخت ، چند روزی هست حالم دیدنیست ، حال من از این و آن پرسیدنیست ، گاه بر روی زمین زل می زنم ، گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت ، یک غزل آمد که حالم را گرفت ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .
Sajad
برکت پروردگار مثل باران است اگر می بینی خیس نمی شوی جایت را عوض کن ...
Sajad
تو که از کوچه ی مشتاق دلم میگذری کوچه بن بست است باید دور بزنی
Sajad
تمام مزرعه را مترسكها خوردند؛بیچاره کلاغها که زیر بار تهمت سیاه شدند
Sajad
عازم یک سفرم ، سفری دور به جایی نزدیک سفری از خود من تا به خودم ، مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست فرا رسیدن ماه رمضان ، ماه بارش باران رحمت الهی مبارک التماس دعا
Sajad
شب های دراز بی عبادت چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه کنم گویند کریم است و گنه می بخشد گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...
Sajad
وقتی ناله های خرد شدنت زیر پای باران نوای دل انگیزی شد چه فرقی می كند برگ سبز كدام درختی
Sajad
چقدر پدال دوچرخه دونفره دوستیمون سفت شده ! حالا یا من خسته شدم یا شیب زیاد شده یا شایدم تو دیگه رکاب نمیزنی !
سلام
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 3 ساعت و 55 دقيقه قبلسلام بهار خوبی
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 3 ساعت و 52 دقيقه قبلمرسی. شما خوبی؟
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 3 ساعت و 48 دقيقه قبلممنون
شکر
15 سال و 1 ماه و 19 روز و 3 ساعت و 44 دقيقه قبل