Sajad
ميان قلب من و تو هيچ پلى نتوان زد! هميشه ميان مان يك كوه ويرانيست
Sajad
کاش میشد تنهایی رو با دیگران بودن حس میکردی تنهایی ، تنها بودن نیست همدل نداشتن است. تنهای تنها خداست بگرد و بگرد دنبال هم دلت...
Sajad
من از رویدن خارلبه دیوارفهمیدم.ناکس کس نگرددازاین بالا نشینان...
Sajad
قرارمون اين نبود ؛ قرار بود براي برقراري هم بكوشيم نه براي بيقراري . حالا كه از من دوري ؛ بدجوري بيقرارتم .
Sajad
یک نفر آمد صدایم کرد و رفت / با صدایش آشنایم کرد و رفت / نوبت اوج رفاقت که رسید / ناگهان تنها رهایم کرد و رفت
Sajad
تــنهايــي يعني ؛ ذهنم پــر از تو ، خــالي از ديگران است ... اما کنارم خــالي از تو ، پــر از ديگران است
Sajad
روزگاري جاده بودم , جاده اي غرق تردد , جاده اي کز رفت و آمد لحظه اي خالي نميشد , من که بسياري رفيقان را به آبادي رساندم , عاقبت من ماندم و تنهايي خود !
Sajad
وقتی میفهمی عاشق شدی که میبینی دوست نداری بخوابی... چون واقعیت شیرین تر از رویاهایت شده است!
Sajad
چشمهايت گرسنه نيست نگاهم نميكني؟يا اين كه روزه اي؟