سالومه( دوست عشق خاندان)
گاهی مثل باران باید بارید گاهی نرم وگاهی تند... وگاهی..خیس باید كرد... گلبرگهای زیبای برون را وگاهی بایدشكست.... شاخه های زاید خشكیده را.. تا سبز شوند جوانه ها.. وبخوانند..ترانه ها..زیر قطرات نم نم باران... .گاهی مثل باران... باید بخشید ترانه زندگی را... تا عاشقی كنند .. پروانه ها
سالومه( دوست عشق خاندان)
دلتنگی همیشه به خاطر نبودن کسی نیست گاهی به خاطر بودن کسی است که حواسش به تو نیست ...
سالومه( دوست عشق خاندان)
خــــــدایا آنقدر خرابم که هیچ مرهمی آرامم نمیکند مرا در آغوش خود بگیر...
سالومه( دوست عشق خاندان)
در دیاری كه تو آنجا باشی... ، بودن آنجا كا[!]ت... آرزو هـــای دگر ؛ اوج بی انصا[!]ت ...
سالومه( دوست عشق خاندان)
امشب آسمانم تاب کشیدن ابرها را ندارد کاش ابرها ببارند شاید آسمانم نفسی تازه کند
سالومه( دوست عشق خاندان)
گاهی ارزش داره از همه چیزت بگذری تا لبخند رو به لبای یکی هدیه کنی گاهی میتونی با یه کار کوچیک همون لبخند رو بکاری رو لباش گاهی مهم اینه که بخوای بخندونی اون وقت خدا هم میخنده گاهی از خودت بگذر ... فقط گاهی ...
سالومه( دوست عشق خاندان)
خاطرت هست؟ می گفتم در قانون من چه بدانی چه ندانی، چه بخوانی چه نخوانی وقتی خون به نقطه ی جوش می رسد، ...شعر می شود... اما چند روزیست واژه ها خیال قافیه شدن ندارند! شعر امشبم تنها یک کلمه است: تــــــ ــو!
سالومه( دوست عشق خاندان)
هر کجا هستم ، باشم، آسمان مال من است. پنجره، فکر ، هوا ، عشق ، زمین مال من است. چه اهمیت دارد گاه اگر می رویند قارچهای غربت؟ من نمی دانم که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست. و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست. گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد. چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید. واژه ها را باید شست . واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. چترها را باید بست. زیر باران باید رفت. فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد. با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت. دوست را، زیر باران باید دید. عشق را، زیر باران باید جست...
سالومه( دوست عشق خاندان)
«برخاک بخواب نازنين تختى نيست» «آواره شدن حکايت سختى نيست» «ازپاکى اشکهاى خود فهميدم» «لبخند هميشه راز خوشبختى نيست»!!!!!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
حسرتى گربه دلم هست همان دوري توست، من پرستوى خزان ديده و خاموش توام ........
سالومه( دوست عشق خاندان)
براى خريدن عشق هر كه هرچه داشت آورد؛ ديوانه هيچ نداشت و گريست ؛گمان كردم چون هيچ ندارد مى گريد! اما هيچكس ندانست كه بهاى عشق اشك است و بهاى اشك عشق...!!!!!!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم ...مرگ آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم...!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
ای که با یاد تو در آتش شب میسوزم. ..یادمن کن که به یادت همه شب میسوزم...
سالومه( دوست عشق خاندان)
دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه دوباره اين دل ديوونه واست دلتنگه وقت از تو خوندنه ستاره ء ترانه هام اسم تو برای من قشنگترين آهنگه بی تو يك پرنده اسير بی پروازم با تو اما ميرسم به قله آوازم اگه تا آخر اين ترانه با من باشي واسه تو سقفی از آهنگ و صدا ميسازم با يك چشمك دوباره منو زنده كن ستاره نذار از نفس بيفتم تويي تنها راه چاره آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره اين ترانه تا هميشه تو رو ياد من مياره تويی كه عشقمو از نگاه من ميخونی تويی كه تو تپش ترانه هام مهمونی تويی كه هم نفس هميشه آوازی تويی كه آخر قصه ء منو ميدونی اگه كوچه صدام يك كوچه باريكه اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريكه ميدونم آخر قصه ميرسي به داد من لحظه يكي شدن تو آينه ها نزديكه........!!!!!!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ، به خاطر نمکی که بر زخمم گذاردی....