سالومه( دوست عشق خاندان)
عاشقی وقت کمی بود و نمیدانستیم ؛همه ی عمر دمی بود و نمیدانستیم ؛حسرت رد شدن ثانیه ها فرصت مغتنمی بود و نمیدانستیم؛ تشنه لب،عمر به سر رفت و به قول سهراب ؛ آب در یک قدمی بود و نمی دانستیم ...
سالومه( دوست عشق خاندان)
کشت روح عاشقم را دشنه خیانت دیروز؛ اما زنده هست در دلم هوس عشق بازی فرداها! تا شقایق هست عشق هم هست...!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
سحرگاه صدای بال فرشته ها باز مرا از خواب بیدار کرد شاید حسادتشان شد به دیدن رؤیای تو در خواب ببین چقدر عزیزی که فرشته ها از عرش تا فرش برای حسادت به تو بال بال می زنند...!!!!!!!!!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
می روم از دل خاطـــرها بیرون؛ رد پایم گل پرپریست که جا می ماند در هیاهوی زمــان !بگذار این گل هم به خاطره ها بپیوندد مثل گلبرگ های لای دفترم؛ می دانم که خــــــدا گل تازه ای برایم چیده است پر از عطر عشق و صفــا ...
سالومه( دوست عشق خاندان)
قلبم را در میان راه برایت به نشانه گذاشته ام تا بیابی خانه یار را از ضربانی که به زمین لرزه می اندازد قلب بی قرارم برای تو میتپد زود بیا تا دنیا ویران نشده...!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
کاش عشق هم کپسولی داشت شاید خیانت ریشه کن می شد برای همیشه!!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
باد ها یاد آور کوران هایست که روزی پشت سر گذاشته ایم و اینک نسیم هدیه ایست از خدا برای سرو ماندن در برابر دشواری ها ... اما نمیدانم چرا نسیم احساسم موج های دریای دلم را مواج کرده اند شاید دلتنگی شاید زخم گذشته شاید عشقی نو شاید خدا... شاید ...
سالومه( دوست عشق خاندان)
نامردی ها هم چنان ادامه دارد جای پنجره های مهربانی، دیوارهای غرور میگذارند دروغ ها به رنگ صداقت زیباتر میشوند دوست،گاه دشمن میشود خاطره ها فراموش میشوند و تردید، ایمان را نابود میکند روزگار بدیست نازننین! اما بگذار بر تیرگی دلتنگی هایت عشق بتابد چرا که هنوز میشود مهربانی را در سطر سطر نگاه یک "عاشق ایرانی" خواند!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
خاطرم باشد اگر روزی دلم در خاطراتم جا ماند بخاطر آورم خاطراتی که خاطراتم را به خاطره ها سپرد شاید دل بکند دلم ازین خاطره ها ...
سالومه( دوست عشق خاندان)
قدم هایم هنوز میلغزند؛ التهابیست میان ماندن و رفتن. زمزمه لب هایم ساز خداحافظیست ! سوسوی نگاهم به دور دست هاست در دهکده ی دل جای برای ماندن نیست ویران شده ایست متروک و بی صدا ؛گاه گاهی صدای حق حق بارانی به پا میکند اینجا در همسایگی خدا باید برای به اوج رسیدن پرید...