سالومه( دوست عشق خاندان)
به خودم حسودی میکنم گاهی .!! که هیچ کس اندازۀ من .. تو را دوست ندارد !
سالومه( دوست عشق خاندان)
نترس با لحظه ها حرف زده ام قرار است خاطراتِ خوبمان را دست به دست کنند ...تا امروز قرار است دوباره به یادِ هم بیفتیم پیدایمان شود باز هم حرف بزنیم با یک نگاه ...دستمان برسد تا عشق باور کن سکوتمان دست نخورده است هنوز...
سالومه( دوست عشق خاندان)
بعد از باران نگاهم، آفتابی شو ..! رنگین کمان "بودنت" را ، دوســـتــــــ دارم...!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
عبور تو از حوالی چشم های من تنها اتفاق غیر منتظره ی زندگیم بود چراکه من همیشه منتظر نیامدنت بودم ... !
سالومه( دوست عشق خاندان)
هنوز هم وقتی باران می آید تنم را به قطرات باران می سپارم می گویند باران رساناست شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
.:: آدمک آخر دنیاست بخند ، آدمک مرگ همین جاست بخند ، دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند ، آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیا سراب است بخند ، آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل من تو تنهاست بخند!!!!
سالومه( دوست عشق خاندان)
عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار. عشق يعني يك تمنا، يك نياز، زمزمه از عاشقي با سوز و ساز. عشق يعني چشم خيس مست او، زير باران دست تو در دست او ...!!!!!!!!!