در هیاهوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم و چه غصه هایی که سپیدی موهایم را حاصل شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود دریافتم کسی هست که اگر بخواهد می شود و اگر نه نمی شود به همین سادگی…
بعضی از دردها اینقدر بزرگند که با هیچ واژه ای قابل توصیف نیستند و یا اینقدر حرفهای کلیشه ای در موردشون گفته شده که هر چی بگی تکرار مکرراته.ترجیح میدم در مورد این پست چیز زیادی نگم و فقط به همون عنوانش اکتفا کنم.واقعا دستی جز دست شیطان در انجام این کار دخیل هست؟
شاید بارها در مورد موضوع اسید پاشی صحبت شده باشه اما در هر صورت دیدن همین عکسها به تنهایی دنیایی حرف داره.حرف از درد و باز هم درد و باز هم درد....
جاداره ازونایی ک بهم تولدمو تبریک گفتن و روح و عمه مو شاد کردن تشکر کنم خیلی ممنون از لطفطونتا حالا اینقد بهم تبریک نگفتناصا تو خونه ندونستن تولدمهقضیه بر میگرده ب همون سر راهی بودن اینااواااااااااااا خاک بر سرم تا ی سال دیگه تولدم نمیشه ای خدافداتون
@✿.•*´BITA ✿.•*´
13 سال و 7 ماه و 22 روز و 16 ساعت و 58 دقيقه قبل