آهای تویی که قراره در اینده زن من بشی هیچی خوشا به سعـادتـت دیگه از خدا چی می خـوایچیکار کردی که خدا ایـنـقـدر دوسـتـت دارهخدا شانس بـده وای مـف مـف خـوشـبـخـت شـدی رفتکـــصـــافــــط
ولی این دلیل نمیشه که عاشق نشی!
این باید گوشزدی باشه برای اون خونواده های سخت گیر
که با این گیرای الکی بچه ی خدشونو از دست میدن
(مثلا این جون لیسانس اقتساد از دانشگاه شریف داشته
اگر از نظر علمی هم ببینی پسره خیلی سر بوده)
امروز عصر نشسته بودیم تو پذیرایی با مهمونامون یه دفعه دیدم صدای جیغهای بلند میاد از تو سوئیت طبقه بالاییمون همگی دیویدیم رفتیم بالا فهمیدیم مادر یکی از دخترایی که اونجا ساکنه تو راه که داشته میموده پیش دخترش تصادف کرده و فوت کرده دختره خیلی خودشو به درو دیوار میزد تمام صورت خودشو چنگ زده بود همه جاش خونی شده بود هیشکی نمیتونست جلوشو بگیره هر کی میرفت سمتش با عصبانیت بهش حمله میکرد و چنگش میزد اخرشم @آتـیـــــــــلآ محکم گرفتش دختره هم بدون اینکه بدونه چیه و چه خبر محکم به اتیلا مشت میزد و جیغ میزد اخرشم تو دستای اتیلا بیهوش شد همگی خشکمون زده بود همگی گریه میکردیم من بابامو چند سال پیش از دست دادم بخاطر سهل انگاری خودم ولی مرگ مادر خیلی دردناکتره یه لحظه یاد @✿.•*´BITA ✿.•*´ افتادم یاد اونروز که تو خوابگاه همگی دور هم نشسته بودیم و خبر مرگ مامانشو بهش دادن بیتا اروم میلرزید و گریه میکرد یاد اونروز که خواهرش فوت کرده بود تو قبرستون موقع خاکسپاری افتادم دیدم بیتا یه گوشه وایساده و تنهایی داره گریه میکنه بازم اروم و بیصدا
میزی برای کار..... کاری برای تخت..... تختی برای خواب..... خوابی برای جان..... جانی برای مرگ..... مرگی برای یاد..... یادی برای سنگ..... این بود زندگی.....
@✿.•*´BITA ✿.•*´
13 سال و 7 ماه و 22 روز و 3 ساعت و 4 دقيقه قبل