خانمهای عزیــــزعفت ، محبت و عاطفه یک زن اینطوری به بازی گرفته میشه:خانمی بعد از ساعت ها کار، دفتر کارشرا ترک می کند؛ او کودکی را می بیند که کنار جاده ایستاده و در حال گریه کردن است. این خانم دلش به حالکودک می سوزد، بنابراین از او دلیل گریه اش را... می پرسد. کودک توضیح می دهد که گم شده و از خانم می خواهد که او را بهخانه اش برساند و کاغذی را به او می دهد که آدرس خانهاش روی آن نوشته شده بود زن که فرد مهربانی بوده، تصمیم می گیرد کودک را به خانه اش برساند؛ بدون اینکه به چیزی مشکوک شود. وقتی به خانه می رسند، زن زنگ در را می فشارد اما دچار برق گرفتگی شده و بیهوشمی شود. فردا صبح وقتی به هوش می آید، می بیند که در خانه ای خالی روی زمین افتاده است، او حتی متجاوزان را ندیده بودهیچ وقت کودکی را به مکانی که می گوید،نرسانید و در صورت اصرار و التماس او، او را به ایستگاه پلیس تحویل دهید.بهترین کارِ در حق بچه های گمشده
حالا خارج از این بحث ها دوستم مهمون داره دارن قلیون میکشن ...شام هم حاضره منم از گشنگی دارم میمیرم..اما اینا اینا تموم نمی کنن این قلیون رو..دیگه دارم عصبی میشم
سلام دوستای خوبممن از دوستای @MEDI_honda3 و یجورایی دوست @حامد*مهدی سابق* هستم تازه عضو شدم و با محیط اینجا غریبه هستم امیدوارم دوستای خوبی برا هم باشیم
فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان..... لب بگشا که میدهد لعل لبت به مرده جان...... آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و میرود ..... گو نفسی که روح را میکنم از پی اش روان
خیلـــــــِ #واژه ها را کنار هم چیدمـــ تا بتونمــ #احساسمــ بهتــــ یه #جمله بکنمــــ ولی هر چی گشتمـــ نشد #دوست داشتنتــــ تو واژه ها گَُم میشن پس ساده میگمـــ #غمــ هایت دور #خنده هایتـــ همیشگــــِ دوست دارمـــــ #مهربون گل بیتــای من
@✿.•*´BITA ✿.•*´
13 سال و 7 ماه و 22 روز و 8 ساعت و 49 دقيقه قبل