samira
ماها تو این زندکی تنگمون هی پاهامون به هم میپیچه و رو سر و کولِ هم زمین میخوریم . و خیال میکنیم تقصیر اون یکیه. غافل از اینکه این زندگیمونه که تنگه و ماها رو به جون همدیگه میندازه
samira
هزار بار گفتم .... با این بادهای هرزه نپر ...به آنها نخ نده ....حالا ... بالای آن دکل ..... با سیمهای لخت فشار قوی .... دست و پنچه نرم کن .... بادبادک جوان!


13 سال و 3 روز و 3 ساعت و 15 دقيقه قبل

13 سال و 3 روز و 3 ساعت و 13 دقيقه قبل