samira
انسان ها از هم تآثیرات مختلفی می گیرند ... سعی کن به تأثیرات مثبت اشان خودت را عادت دهی .
samira
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن * دور فلک درنگ ندارد شتاب کن ...
samira
ببـــیــــــن ... این اسمش دلــــــه ! اگر قرار بــــــود بفهمه که فاصله یعنی چــــــــی ... اگر قرار بــــــود بفهمــــه که نمیشــــه … میشد مغــــــــز ! دلـــــه ... نمی فهمــــــه ..
samira
ببخش اگر جایت تنگ است ! اگر در و دیوار ها یک بند تکان می خورند ! اگر سر و صدا نمی گذارد لحظه ای استراحت کنی ! ولی این بهترین جایی بود که می توانستم تو را در آنجا سکونت دهــم … ببخش که قلبـم جای مناسبی برای زندگی کــردن نیست !!!_______
samira
پیش گویان درست حدس زده بــودند ! دنیـــــــا بـــرای مــن دیـــروز تمـــام شـــد ! درست از لحظــه ای که همه چیــز را رهــا کردی و … رفتــی !!!
samira
اورا با دستان خود به آسمان دادم // به خیال اینکه او میرود ومن هم آزاد میشوم// حالا او سالهاست که رفته اس ومن در قفس یاد او اسیر مانده ام // بارها قصد رفتن کرده ام // اما به خود میگویم :نکند او بیاید ومن نباشم ودلش از من آزرده شود // میمانم وترانه بازگشت اورا برای هزارمین بار میخوانم
samira
آبستن میشوم از غصه ای هم جنس " تو " که "و یا ر ش " سیگار است و هوس خاطرات و گاه گاه دلداری های حافظ....!
samira
آري! .....تــو آنــکه دل طلبــد.....، آنــي!.....................اخوان
samira
مـرا میـان بازوانت بگیر ؛ بگـذار تمام آغوشـت را ، جمــع کنــم برای نبودنـهایت ...