samsha(افتخار دنبالر)
تلخ تر از خود جدایی . . . .آنجایی است که بعدها آن دو نفر مدام باید وانمود کنند،که چیزی بینشان نبوده . . . . . .که هیچ اتفاقی نیفتاده . . . . .که از همدیگر هیچ خاطره ای ندارند. . . .
samsha(افتخار دنبالر)
تنهاکه باشی گاهی آرزومیکنی یکنفرصدایت کند...حتی به اشتباهی...
samsha(افتخار دنبالر)
دل ناله کند از من،من ناله کنم از دل.. یارب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل؟
samsha(افتخار دنبالر)
گهگاهي که دلم ميگيرد باخودم ميگويم به کجابايدرفت به که بايد پيوست به که بايد دل بست به دياري که پراز ديوار است به اميني که امانت خوار است يابه افسانه دوست ...گريه ام ميگيرد...
samsha(افتخار دنبالر)
همه چیز را باختم کاش از اول چیزی برای باختن نبود
samsha(افتخار دنبالر)
قيامت بي حسين غوغا ندارد؛ شفاعت بي حسين معنا ندارد؛ حسيني باش كه در محشر نگويند؛ چرا پرونده ات امضاء ندارد
samsha(افتخار دنبالر)
درباز و بسته شد؛ حتما باز باد شوخيش گرفته.. ادای آمدنت را درمى آورد!
samsha(افتخار دنبالر)
آنگاه که غرور کسی را له می کنی آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی.آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی.آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری.آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خُرد شدن غرورش را نشنوی.آنگاه که خدا را میبینی و بنده خدا را نادیده می انگاری.می خواهم بدانم دستانت را به سوی کدام اسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی ؟
samsha(افتخار دنبالر)
ﮔﺎﻫﻰ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻟﮕﺪﻯ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻦ ﮔﺎﻣﻰ ﺑﻪ ﺟﻠﻮ ﺍﺳﺖ