امروز با 4 تا از دوستام رفتیم فرهنگسرای رسانه برای نقد #ماه-عسل ... خفن شلوغ بود ... ههمونو کردن تو یه ورزشگاه بعد گفتن وایسید تا بیاد مام منتظر که آقای #علیخانی و آقای #پرستویی و دیگر عوامل تشریف بیارن تا به اصطلاح نقد شروع بشه بعد از یک ساعت علافی من و دوستام قید نقد و زدیم و اوندیم بیرون ... بعد دیدیم آقای #لطیفی اومد بیرون و همه دورش جمع شدن وقتی حواس همه پرت شد طی یک عملیات مخفیانه آقای #علیخانی سوار یه ماشین شیشه دودی شد و رفت و حتی یک نفرم ندیدش ... من و دوستام همینجوری داشتیم اینطوری نگاه میکردیم که دیدم همه دور ماشین جمع شدن بعد یه آقایی مردم و کنار زد گفت برید کنار توی این ماشین یه #مریضه ولی بعد مشخص شد که مریضی در کار نبوده ... این عکسم نتیجه ی 2 ساعت علافی ماست که عکاسش خودم بودم ینی واقعا خسته نباشیم
خانوما ميتونن نيت آقايون رو از نزديك شدن بهشون حس كنن ، حتا از نوع سلام و احوال پرسيشون ، خر ترين انسان ها كساني هستند كه بقيه رو خر فرض ميكنن ! چون با همون آي كيو خريشون به اين نتيجه رسيدن كه ميتونن بقيه رو گول بزنن : |
#صادق_خان_هدایت یه جمله ی #معرکه داره.../ که:>>>{ میگه در سرزمینی که سایه #آدم_های_کوچک،/بزرگ شد... در آن سرزمین آفتاب در حال #غروب است....!!!} به بعضیا پر و بال بدی/ فکر میکنن #پرندن میتونند #پرواز کنند:>>>{ البته طفلکیا گناهی ندارنا خودتون بهش این #باور رو دادین/ که میتونه پرواز کنه..} طرفم فکر میکنه دیگه خیلی #گنده شده حساب خودشو از همه سوا میدونه:>>>> {همچی بگی نگی دچار #خود_بزرگ_پنداری میشه...!!}هیچ وقت نزار به این مرحله برسه همون #اول_رابطه :>>>{ شتر مرغ بودن طرف رو بهش گوشزد کن...!!}