دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

sara
زن - متاهل
امتیاز: 1465

دنبال‌شدگان

(137 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(414 کاربر)

گروه‌ها

(20 گروه)

بازدید

sara
sara

کـاش به خودمون قــول بدیــم وقتی عاشق بشيم که ” آماده ایـــــــم“ نــه وقتی کــه ” تنهــائیــــــم“

sara
sara

به هر جای دنیا که دوست دارید سفر کنید...

sara
sara

چند تا جوون تو یه پاساژ تو بالای شهر بوتیک داشتن. یه روز دیدن یه مرد ساده با سرووضع خیلی ساده داره میاد طرف بوتیکشون. حس باحالی بهشون دست داد و با خودشون گقتن یه کم واسه خنده اسکولش کنیم . مرده اومد داخل و پرسید : شما اینجا چی میفروشین ؟؟؟ با خنده گفتند : الاغ ...!!! مرده گفت : ببخشید جز خودتون مورد دیگه ای واسه فروش ندارید ؟

sara
sara

شب یارو به زنش میگه خانم من امشب هوس نون بربری کردم ..... زنش میگه خوب برو بگیر من هم بخورم .... یارو میره نونوایی میگه آقا شاطر دو تا نون بربری بده .... شاطر میگه چرا دو تا ؟ میگه آخه خانومم هم هوس نون بربری کرده. وقتی‌برمیگرده خونه و نون رو میذاره تو سفره زنش میگه این نون رو از کجا خریدی ؟ اونم میگه از سر کوچه .... زنش میگه خوب دستت درد نکنه ولی‌ من نمیتونم یه نون کامل بخورم ، چون تو رژیمم .... یارو میگه عیبی نداره هرچی‌ نخوردی من میخورم ... خوردنشون که تموم شد رفتن بخوابن .... هنوز سرشون به بالش نرسیده بود که خوابشون برد .... الانم خوابیدن، بذار بیدار بشن ببینیم دیگه چیکار می‌کنن، حتما شما رو در جریان میذارم ....

sara
sara

دلم میخواست یه بار یه بار میتونستم غرورشو بشکنم...

sara
sara

مسواک: خسته شدم بس که رفتم تو دهن این و اون!! ................... دستمال توالت: بچه سوسول برو خداتو شکر کن!!!

sara
13357134608.jpg sara

سلااااااااام بفرمائید چای!

sara
sara

اعصابمون خورده !!! میخوایم پاچه یکی رو بگیریم پس سگ درونمون زندس... صبحونه یه عســـــل کامل میخوریم خـــــرس درونمون هم زندس... میریم اتاق یادمون میره چی میخواستیم اسکل درونمون هم زندس... مگسو رو هوا میزنیم قــــــــــــورباغه درونمون هم زندس... چمـــــــن میبینم میکنیمش بز درونمون هم زندس... طرف میره هنوز عاشقش میمونیم خــــــر درونمونم زندس... کلاً باغ وحشی داریم به تنهــــــــــایی

sara
sara

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش. بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می دی، می تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری. ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات ها خجالت می کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار" دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی شه شما بهم بدین؟" بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می کنه؟ و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

sara
sara

نیازی نیست اطرافمون پر از آدم باشه ... همون چند نفری که اطرافمون هستند، آدم باشند کافیه ...مرحوم حسین پناهی...

sara
sara

تهدیگ میخوام

sara
sara

سلااااااااااااااااام

sara
sara

کاشکی آدما همو به خاطر خود خود خودشون دوست میداشتن نه هیچی هیچی هیچی دیگه!

sara
sara

عزیزم چرا اینقد غصه میخوری! یادت نره که من حواسم بهت هست............................... دوستدار تو خدا

sara
sara

نگران فردایت نباش ؛ خدای دیروز و امروزت فردا هم هست

sara
sara

سرسری زندگی کن و رد شو ؛ دقت دق ات می دهد!...