سارا
لحظه ای در گذر از خاطره ها ناخودآگاه دلم یاد تو کرد خنده آمد به لبم شاد شدم گویی از قید غم آزاد شدم هر کجا هستی دوست ، دست حق همراهت
سارا
درد دارد وقتی: همه چیز را میدانی و فکر میکنند نمیدانی و غصه میخوری که میدانی و میخندند که نمیدانی
سارا
قرار نیست منم دلِ یکی دیگه رو بسوزونم و انتقام بگیرم ! بـــرعکــــس !! اونقدراونو خوشبخت می کنــــــم .... کـه به هر روزی که جای اون نیستی لعـنــــت بفرستی
سارا
زندگی یعنی : ناخواسته به دنیا آمدن مخفیانه گریستن دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن .
سارا
شاید مصیبت،محبت باشد و محبت،مصیبت باشد!! چه کسی میداند
سارا
دیگه برو واسه همیشه که قیدتو زدم خوب منم دیگه عینه تو بدم دروغ میگفتی دوسم داشتی منم تصمیم گرفتم دل به تو ندم
سارا
ولی خدا میدونه که اگه دوست داشتم واسه خودت بود و واسه خوشگلایت نیست
سارا
الان داداشم رفت سر یخچال یه لیوان نشونم داد گفت این شربته؟؟ منم حال و حوصله نداشتم نگاه کنم گفتم اره شربته کوفت کن..خلاصه فک کرد از این شربتای نذریه همه رو سر کشید خورد یهو همه رو اورد بالا...طی تحقیقاتی که انجام دادیم فهمیدیم آب خیارشور بوده.
سارا
خسته ام از نوشتن کاش بودی و میشد شـ ِـ کـ ـ ـســ ــتـ ــ این سکوتِ سنگین را
سارا
بـآ احـتـیـآط عـآشـق شـویـد ... جـدآیـی خـبـر نـمـیـکـنـد .
سارا
دنیا کمتر فن هایت را روی من پیاده کن! خوب به تنم نگاه کن... جای به جایش کبود است! روحم را ببین,زخمیست پس بی خیال من باش فقط برای لحظه ای.
سارا
رفته بودیم خونه ى دوستمون، بايد بين لباسا ميگشتى تا مبلُ پيدا كنى.مثل كريس انجل وسط اتاق سرشُ ميخاروند يهو دست مى كرد زير پتو قندون درمياورد
سارا
ونایی که تو مدرسه وقتی مدیر داره بچه های یه کلاسو دعوا میکنه میرن از دم در کلاس هی الکی رد میشن تا به این بهونه توی کلاسو ببینن همونایی ن که وقتی تو خیابون با یکی مصاحبه میکنن جلوی دوربین دنبال دوستشون میگردن والا
سارا
منو یارم به هم وابسته بودیم / کبوترهای یک گلدسته بودیم به هم بستیم پیمان تا قیامت / نگو که هر دو خالی بسته بودیم
متن واقعا عالیه عالی مرسی سارایی
13 سال و 3 ماه و 27 روز و 6 ساعت و 36 دقيقه قبل