سارا
زندگی زیباست ولی عادلانه نیست
سارا
نزدیکترین دوستانتان می توانند بدترین دشمنانتان شوند چون آنها راه بازی کردن با احساسات شما را خوب بلد هستند
سارا
وقتی که باران ببارد عادت خواهی کرد به گریستن زیر باران و اشک هایت بارانی خواهد شد
سارا
مراقب باشید که چیزهایی را که دوست دارید بدست آورید وگرنه مجبور میشوید چیز هایی که بدست آورده اید را دوست داشته باشید
سارا
رنگ چشم هایت را دوست داشتم
سارا
بغضهایم را به آسمان فرستادم خدا بخیر کند باران امشب را
سارا
میدونی وقتی به آرزوهات فکر میکنی و میدونی که فاصله ی چندانی با اون نداری و یه روزی از خواب بیدار میشی بهت میگن همه چی خراب شده چقدر بده اون حس اومیدوارم که هیچوقت تجربه نکنین
سارا
می گویند شاد بنویس نوشته هایت درد دارد و من یاد آن مردی افتادم که با کمنچه اش شاد میزد ولی با چشمانی خیس
سارا
گاهی دو نفر باید از هم دور باشند تا بفهمند که چقدر نیازمند برگشتنه همدیگرند