دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سارا
زن - متاهل
امتیاز: 2187

دنبال‌شدگان

(215 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(388 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

سارا
سارا

خوب دیگه ما بریم خوش باشید بای

سارا
سارا

ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺎﮐسی ﻣﯿﺸﻦ ﻭﻟﯽ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﺑﺪﻥ! ﻗﺮﺍﺭﮔﺬﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﮐﻪ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺑﺸﻦ ﻭ فرار کنن ! ﺑﻌﺪﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﭼﻬﺎﺭﺗﺎﺷﻮﻥ ﺩﺭﺍﯼ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯﻣﯿﮑﻦ ﻭ با سرعت ﭘﺎ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﺭ ﻣﯿﺬﺍﺭﻥ.. ﻣﯿﺮﻥ ﺗﺎ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﺎﺭﯾﮏ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺪﯾﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ تند تند زدن ﻧﻔﺴﺸﻮﻥ ﻣﯿﺎﺩ ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ زد رو شونه ﺑﻐﻠﯿﺶ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﻓﮑﺮﺷﻮ بکن ﺣﺎﻻ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ داره ! بهش گفت بابا راننده منم، فقط بگین چی شده !؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

زنه شوهرش رو واسه نماز صبح بیدار کرد شوهر گفت بذار کمی دیگه بخوابم بعدا قضا می خونم . زن گفت نمیشه شرع گفته نماز رو باید به وقت خودش بخونی. مرد گفت ولی شرع گفته میتونین تا چهار تا زن هم داشته باشین. زن گفت بخواب عزیزم هروقت خواستی نمازت رو قضا کن، خدا خیلی بخشندست!

سارا
سارا

راز زندگی این است….. همچون بید خم شو و چون بلوط مقاومت کن. انعطاف در عین اقتدار…..

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

امروز روز آخر است.. فراموشت میکنم! دیروز هم روز آخر بود .. هر روز من به بهت زدگی می گذرد... من هر روز فراموشت می کنم... اما چه فایده که با هر طلوع خورشید دوباره تمام من میشوی... مرگ هم تو را از خاطرات و ذهن من پاک نخواهد کرد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت میدهد به راحتی دل بکنی

سارا
سارا

ﺩﻭس دختر ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻫﯿﭻﯾﻪ دختر ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ ﻭﺍﺳﻤﻮﻥ تو این ماه رمضون ﻧﺬﺭﯼ ﺑﯿﺎﺭﻩ

سارا
سارا

تو این سریال مادرانه دختره شبیه جُزامیای تبدیل شده به زامبیه, اونوقت باباش میگه اومدنی پایین آرایشتو پاک کن

سارا
سارا

تو ماه رمضون گرسنگی و تشنگی رو میشه تحمل کرد اما باز نکردن در یخچال رو چطور؟

سارا
سارا

حسن بقال سر کوچمون به جز ریال چند تا واحد پولی دیگه هم داره مثل: رنگارنگ، چسب زخم ، آدامس موزی و..

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

دلم ز نازکی خود شکست در غم عشق و گرنه از تو نیاید که دل شکن باشی مخاطب : ابا عبدالله الحسین علیه السلام

سارا
سارا

یه روز در اتوبوس بودم زن و شوهری بودند که خانومه آرایش غلیظی کرده بود به طوریکه همه نگاهها را متوجه خودش کرده بود یه پسر جوون با جرات رو به خانومه کردو گفت من از رنگ لبت خوشم نمی یاد میشه رنگشو عوض کنی شوهر خانومه عصبانی شد و گفت مرد حسابی این چه حرفیه که میزنی؟ پسر جوون گفت این خانوم برا ی ما آرایش کرده اگه برا شما بود تو خونه ارایش میکرد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سارا
سارا

بنده ای خدا را گفت: اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم؟ خدا گفت: شاید نوشته باشم آنچه را که دعا کرده باشی

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

رفتم یه مغازه که فروشنده یه خانوم جوان بود! برگشته میگه پسرم چی میخوای کلا چار یا پنج سال ازم بزرگتر بود .ینی 5 سالگی ازدواج کرده ؟میشه ؟ هیچی دیگه منم بعد کلی خرید آخرش گفتم مامان من پول نمیدم. مادرو پسر که این حرفارو ندارن بعدشم خدافظی کردم رفتم.خوب عزیزه من احساس مادری نکن (

این ارسال را بازنشر کرده است.
سارا
سارا

دوست داری همسرت اهل کدوم شهر باشه ؟