سارا
اگر روزی رسیدی که من نبودم تمام وصیتم به تو این است " خوب بمان " از آن خوب هایی که من عاشقش بودم
سارا
در زندگـﮯ بـرآﮮ هر آدمـﮯ ! از یـڪ روز، از یـڪ جــآ، از یـڪ نفـر، بـہ بعـد...! دیگـر هـیچ چیـز مثـل قبـل نیستــ! نـہ روزهآ، نـہ رنگ هآ،نـہ خیـآبـآטּ هآ همـہ چیـز مـﮯ شـود: عشق و دلتنگـﮯ...
سارا
مـحبـتـــــــ را زمـــانــــــی شنــاختــــــم کـــــهـ گـــــدایـــــی غــــذایـــــش را بـا حــــــــیوانـــــــی تقسیـــــــــــم کـــــرد
سارا
هوس گلابي كردم رفتم ميوه فروشي گفتم آقا اين گلابيا چرا انقدر سبز و سفتن كالن مگه ؟؟؟ گفت اونا آووكادوئه گلابي نيست ميوه مسخره ايه ها.
سارا
خدايا من خيلي وقته از ديدن صبح محروم شدم همش بيدار ميشم لنگه ظهره خودت كمك كن فردا صبحونه بخورم
سارا
وقتی ردپای احساس خود را در قلب کسی باقی بگذاری؛ بیشتر از حاضرین، حاضر خواهی بود..
حتی اگر غایب باشی..
سارا
خوب دیگه ما بریم خوش باشید و خندون
سارا
زن عموم همیشه غرغر میکرد و میگفت: چرا مهریه من 14 تا سکه بیشتر نیست، عمومم نیشخند میزد، لم میداد رو مبل ،میگفت: اگر ناراحتی بدم بری! الان چند وقته ماشالا عموم کدبانو شده . . . ظرف میشوره، غذا میپزه، جارو میکشه . . . تا یکم غر میزنه، زن عموم نیشخند میزنه، لم میده رو مبل میگه : اگر ناراحتی مهریمو بده برم
سارا
درد دارد! کسی تنهایت بگذارد که به جرم با او بودن.... همه تنهایت گذاشتند
سارا
گــاهــے میشـے تـڪیـــہ گــاهمـــ گـاهــے سـایــہ ے ســرمـــ و گـاهــے انگیــزه ے زنـבگیمـــ شـایـבمــ بشــے همــہ ے وجـوבمــ... اصـلـا مگــــہ میشــہ بـבوטּِ تـــو ؛ بــבوטּِ " عشقتـــ" زنـבگــے ڪرב؟!... فقــط ڪافیــــہ یـه مـرב ؛" مـــــرב" بـــاشــــہ ! میشــے بیخیــالِ دنیـــا... اون میشـــہ בلیــلِ خنـده هـاتــــ... בلیــلِ زنـבگیتــــ... اصـــلـا اون میشــہ همـه ے בنیــاتــــ...
سارا
خدایـــــــــــااااا … من دلـــم را صــابــون زدم به عـشـــق او چـــرا چـشـمانـم می سـوزنــــد؟ …