به آدمها به راحتی نزدیک نشوید... آدمها شکستنیتر از آنند که بنظر میآیند بارها ریختهاند، شکستهاند، ساختهاند و بنا کردهاند... آنچه تو اینک میبینی ظاهری خوشایند از تمام آن دردهاست، که هنوز سعی میکند لبخند زند، شاد باشد... خو میگیرید، خو میگیرد، میخندید، میخندد... با دلیل، بیدلیل، براحتی میروید
آمریکایی ها یه کامپیوتر می سازن که می تونسته به هر سوالی جواب بده. یه ژاپنیه میاد درباره ربات سوال می کنه کامپیوتر به اندازه ده تا کتاب بهش اطلاعات می ده. آلمانیه درباره موشک سوال می کنه، کامپیوتر به اندازه بیست تا کتاب بهش اطلاعات می ده، ایرانیه میاد میشینه می پرسه چه خبر؟ کامپیوتره هر چی اطلاعات داره از اول تا اون آخر میده. بعد ایرانیه میگه دیگه چه خبر؟ کامپیوتره هنگ می کنه
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم . دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند