sayeh
حـــالا که رفته اے دلـــم براے تــو بیـــشتر از خودم مـــےســوزد
sayeh
دلم درد می کند . انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی
sayeh
بگـــذار آغوشم بـــرای همیشه یخ بـــزند . نمی خواهم کـــسی شـــال گردن اضافی اش را دور گـــردن احســـاسم بیاندازد .
sayeh
شیشه نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد … کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت !
sayeh
اگر قصد ماندگاری ندارید ، یادگاری هم نگذارید ! لطفا"
sayeh
به سلامتی اونایی که خودشون ثابت میکنن لیاقت مارو نداشتن..
sayeh
ماکه میدانیم روزی پروانه خواهیم شد ؛ بگذار دنیا هرچه میخواهد پیله کند !
sayeh
می دونید تنها دردی که دارو نداره چیه ....اینه که دلت برای کسی تنگ بشه و اون قبول نداشته باشه که تو دلتنگش میشی!!!
sayeh
یه وقتايی يه غريبه ميتونه بهترين دوستت بشه همون طوری كه بهترين دوستت هم ميتونه يه روزی برات يه غريبه بشه
sayeh
روابط انسانی اصولا به دو صورته: یا میخوان ازت استفاده کنن ، یا میخوان ازت سو استفاده کنن...
sayeh
واسه بضی دردا نباید گریه کرد هرچند سخت باشه! باید بهشون بخندی که فکر نکنن کم آوردی
sayeh
کـــــــــاش بـرایــم کمـی حرفـــــ مـی زدی ایـن روزهــا دلـــم صـــدای تـــو را کـم دارد صــدای پـــای بهــــار شنیــده مـی شـــود امـا دل مـن بهـاری جـداگـانـه مـی خـواهد
sayeh
روزهایـی کـه بـی تـو می گـذرد گـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـاش آرزو بـاز می کـشد فـریـاد: در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش
sayeh
دلم گرم خداوندیست ، که با دستان من گندم برای یا کریم میریزد! چه بخشنده خدای عاشقی دارم ، که میخواند مرا ، با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرم است ، میدانم بدون لطف او تنهای تنهایم برایت من خدا را آرزو دارم