√ ∂нαмε
چقدردوست داشتم یک نفر از من می پرسید: چرا نگاههایت انقدرغمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود...همیشه من بودم و تنهایی پراز خاطره... آری با توهستم...! با تویی که از کنارم گذشتی..و حتی یک بارهم نپرسیدی، چراچشمهایم همیشه بارانی است...!!زندگی گره ای نیست که در جست و جوی گشودن آن باشیم. زندگی واقیتی است که باید آن را تجربه کرد یادته یه روز بهم گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده، گفتم: اگه بارون نبود چی ؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش میگیره، گفتم: یه خواهش دارم، وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار، گفتی: چشم، حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره، تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی ! اي کاش که از حال دل من خبرت بود. . . * اي کاش دمي ازسر کويم گذرت بود من مرغ. . . * اسيرم که ندارم پر پرواز. . . * اي کاش که کاشانه من زير پرت بود. . . *
این ارسال را بازنشر کردهاند.
سلام بر کسی که واسطه خیر و برکت بر گلستان و بوستان است....سلام بر کسی که جوانه امید را در زمین بایر زندگیم کاشت....
14 سال و 2 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 25 دقيقه قبلزیبا روی من چشمهایت دلیل جاذبه اند!
هر گاه پلک هایت را می گشایی می توانم به نظاره بهشت زیبای درونت بنشینم!
مژگانت حافظ یاقوت های فریبنده نگاهت اند!
گیسوانت آبشاری از حریر....لبانت وامداری از کویر....عطر رویت برتر از مشک و عبیر....
بگذریم!
می خواهم سر به سینه ام بگذاری تا تکاپوی قلبم را بشنوی.... می خواهم بدانی قلبم جایگاه توست....
میخواهم بدانی زمانی که از تو بی خبرم آرام و قرار ندارم و قلبم بهانه تو میگیرد و فقط اشک هایم می تواند کمی از حرارت قلبم بکاهد....و فقط این آغوش گرم توست که مرهم قطعی روح و قلب من است!
گونه هایت سجده گاه لبانم است و اشک هایم وضوی روح!
اگر تو نقاش فرش زندگیم باشی ومن گردی!دانه دانه پرز های قالی را در می نوردم تا به وصالت برسم!
این را بدان قلبم در سینه توست و این قلب توست که آن را می کشد!
بهترین لحظه زنگیم در آغوش کشیدن توست زیرا قلبم به قلبت بسیار نزدیک می شود و آرامشی غریب مرا فرا می گیرد....در آ ن لحظه آرام به گوشت میخوانم دوستت دارم برای همیشه و با تو ماندن آرزوی من است
با من بمان!
محسن dream-high
donbaler.com/dream-high
میکروبلاگ دنبالر :