سپيدار
حالم بده عشقم رفته نيومده نه سر زده نه زنگ زده نه كسي جاشو بلده ...
سپيدار
كاشكي يكي بود كه رو دلتنگيام، با عشق خوبش كمي مرهم مي ذاشت
سپيدار
كاشكي يكي بود از دلم خبر داشت...
سپيدار
فكرت را از سرم بيرون كرده ام .... از دلم اما ...
سپيدار
من از اين من . من از اين تو. از همه خسته م
سپيدار
حافظ ديوانه فالم را گرفت / يك غزل آمد كه حالم را گرفت
سپيدار
لعنت به تو كه آنگونه دوستم داشتي. آنگونه كه خودت مي خواستي. خودخواه!
سپيدار
از همان بوسه ها كه هميشه مي گفتي ... الان ميخواهم!
سپيدار
نه از قبیله ابرم، نه از تبار کویرم /که بی بهانه بگریم، و بی ترانه بمیرم... بهروز ياسمي
سپيدار
برگرد...به حرمت خاطره ها.
سپيدار
خودم گفتم كه تلخه روزگارت...منو بيرون بريز از كوله بارت
سپيدار
بي شب بخير شبهايت خوابيدن مي داني چه كابوس بزرگي ست؟
سپيدار
فاجعه همين است كه حتي ديگر خوابت را هم نمي بينم.
سپيدار
حالا تو نبودم بگو در چه حالي ؟.....