سپيدار
براي همين وقت ها كاش بودي لااقل. براي همين روزهاي خالي. براي كمي زندگي...
سپيدار
نمي دانستم بي تو اينقدر همه چيز اينقدر غم انگيز مي شود. اگرچه با تو هم چندان روزگار شادي نداشتم. اصلا روزگاري نداشتيم. تو به آن دوستت دارم هاي نيم بند مي گويي روزگار؟
سپيدار
من خيلي مغرورم. مي دانم. خيلي مغرورم . اما خيلي دوستت دار.... داشتم.
سپيدار
مي داني! من هزار تا آدمم. تو حتي يكي ام را هم نشناختي.
سپيدار
كاش خواب بوده باشم ... بيدارم شوم... تو آمده باشي. و همه چيز مثل روزهاي پاييزي مان باشد...
سپيدار
تو را نفس كشيدم و / به گريه با تو ساختم / چه دير عاشقت شدم / چه ديرتر شناختم....
سپيدار
با هيچ كس نمي خندم. باورت ميشه؟ مي خندم ولي انگار دارم زار مي زنم. ...خودمونيم.... منم خوب قدرتو ندونستم ...تازه مي فهمم...چه دير ....
سپيدار
وصف حال من است اين ترانه كاوه يغمايي: تو با مني ...حس مي كنمت....
سپيدار
خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي / بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي
سپيدار
خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي / اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جدا شي ....
سپيدار
ديگه دنبالت نمي گردم. اگر چيزي باقي مونده باشه خودت برميگردي. من نمي دونم منتظرت هستم يا نه؟ اما دلم برات تنگ شده. اعتراف مي كنم. خيلي .
سپيدار
نمي دانم. دلم را به اين خوش بكنم كه ماجرايمان به انتها نرسيده؟ شايد همين خداحافظي نكردن دليل خوبي باشد....
سپيدار
خاطره هايمان را خراب كردي. كاش ميشد مثل همه آدمها با هم خداحافظي مي كرديم. حتي با هم خداحافظي نكرديم... حتي خداخافظي ....
سپيدار
تو كه نيستي خيال كن كه ديگه هيچكي باهام نيست
سپيدار
مادرم هميشه مي گفت:" آتيش تند زود خاكستر ميشه" بي تو ، من، با اين روزهاي خاكستري چه كار كنم ؟