سپيدار
يك آدم چند تكه اي شده ام. شما مي فهميد آدم چند تكه اي يعني چه؟ يعني چه جوري؟ يعني چقدر بد و گنگ؟ يعني آدمي كه خودش هم نمي داند كدام تكه اش را بگذارد رو و كدام را زير؟ شما مي فهميد؟
سپيدار
خسته ام بس دنبال آدمهاي رفته گشته ام. نرويد لعنتي ها! اينقدر زود نرويد...
سپيدار
همه درد آدمها همين رفتن هاي بي خبر و بي موقع است. ديگر همه دردها را باور مي كنم.
سپيدار
مدارا نكردي با دلواپسي هام.
سپيدار
حوصله زندگي ندارم. اصلا هم به تو ربطي ندارد. يعني آمدن تو هم با حوصله ام نمي كند. زياد كشيده ام از اين زندگي .... زياد
سپيدار
با اين آروزيي كه بي تو محاله ...
سپيدار
اگه تو تمام اين مدت دلت برا من تنگ نشده باشه چي؟
سپيدار
آه اگر يك روز مخاطب خاص اينجا پيدا بشود. بگويد فلاني تويي؟ ....نه .... من دست و پايم را گم مي كنم .... نمي توانم بگويم آره منم ...
سپيدار
همه چيز اشتباه بود. تو . من. عشق ... نه ... همه چيز اشتباه بود .... اه لعنتي .. بگذار باز هم اشتباه كنيم...
سپيدار
من هميشه به تو فكر ميكنم. غمگين مي شوم و حسرت مي خورم . اما دوست ندارم فراموشي بگيرم. صورتت را دوست ندارم فراموش كنم.
سپيدار
باور نكن كسي كه تمام فكر و ذكرت بوده را فراموش كني.
سپيدار
راست بگو ... من كه نباشم اخماي پيشونيتو كي مياد دونه دونه با حوصله باز مي كنه ؟
سپيدار
دارد حساب پاييز ها و بهار ها از دستم در مي رود. امروز چندمين سال روز است؟!
سپيدار
كاش بيايي . فقط براي تمام كردن حرفهاي نا تمام. اين بغض ها كار دست آدم مي دهد. بيا كمي حرف بزنيم. اصلا بعدش برو به جهنم. فقط بيا .