یادش بخیر 5 ابتدایی کلاسمون 2 گروه میشد زنگ تفریح با هم دعوا میکردیم حالا من موندم چرا همیشه 10 متر از جای که دعوا بود وایمیسادم واسه خودم موشت لگد مینداختم ترسو هم خودتونید
همین پری شب بود بابام داشت نصیحتم میکرد که ترک هیچ موتور سواری نشین الان رفیقم زنگ زد گفت حالم خوش نیست بیا بیریم یه دور بزنیم منم قبول کردم احمق انداخت تو خط ویژه 80تا پر کرد یه موتوری دیگه پیچید جلومون (تو اون لحظه همه حرفای بابام اومد جلو چشمم )من که داشتم اشهدم رو میخوندم نفهمیدم چطوری رد شدیماما بخیر گذشت هیچی دیگه از همون جا بهش گفتم سریع برگرد محل تو امشب حالت خوش نیست (نتیجه اخلاقی :هیچ وقت پشت کسی که با زیدش قهر کرده نشینید اینا سلامت روحی ندارن )
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 6 ساعت و 26 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 3 ساعت و 49 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 31 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 4 روز و 1 ساعت و 14 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 2 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبل