یه آبادانیه با یه فرانسویه راه می رفتن، فرانسویه می گه: ما ایفل رو ۱ ماهه ساختیم، فلان جا رو ۲ ماهه، خلاصه، هی گفت و گفت تا این که آبادانیه چشمش به برج آزادی افتاد، . . یهو گفت: ای بابا، این که الان اینجا نبود! - - -
نبود ... پیدا شد ... آشنا شد ... دوست شد ... مهرشد ... گرم شد. . . عشق شد ... یار شد ... تار شد ... بد شد ... رد شد ... سرد شد . . غم شد ... بغض شد ... اشک شد ... آه شد ... دور شد ... گم شد
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 10 روز و 7 ساعت و 14 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 36 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 19 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 1 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 29 دقيقه قبل