یعنی خانواده از بچگی منو با شرتک ول میکردن بچرخم تو فیلم عروسی عمو کوچیکم فیلم بر دار منو میگیره با تیشرت و شرتک راه راه نارجی نشستم دارم کیک میخورم صورتمم خامه ای اصن یه وضعی هر وقت میریم خونشون فیلم رو میذارن این تیکش رو 10بار عقب جلو میکنن بعد بهم میخندن
یکبار رقصیدم بعد موقع خارج شدن از تالار آبجیم اینطوری بود --->گفت اون چه طرز رقص بود بعدا مطلع شدم تو مردونه دوربین بوده تو زنونه ال سی دی آبروم رفته بود
از اینکــــه کسی تو کـــارام چـــه واقعی چـــه مجازی ، تاکید میکنم هم تو واقعیت هم تو دنیای مجازی ، دخـــالت کنه ؛ بــــــی نهایت متنفرم ... و حسِ بدی نسبت به اون فرد پیدا میکنـــَم .. . . /
مــــَن اینَم که می بینید ... تغییر کردن تو کارم نیست ... به همچین چیزی حتی فکر هم نمیکنـــَم ... هر چی هستَم مجبوری تحملم کنی .. هر قدمم تو دنیایِ مجــازی فقط و فقط به خودم مربوطه ... هر کاری میکنم حقِ اعتراض نداری چون من خواستم و حتما برا کارم دلیلی هست ... سعــــی نکن از رفتارم ایراد بگیری ..
حتـــی پیش خودت فکر نکن که من می تونم رفتار این آدم رو عوض کنم ... : |
مـــَن اونی هستم که دلم میخوـــاد مـــَن آزادم هرچی که دوس دارم بگم هرکاری که دوس دارم بکنم و تو هیچی نیستی که بخوای جلویِ منُ بگیری ...
تویی که فکر میکنی حقِ گفتنِ نظرت رو درموردِ من و اخلاق و رفتارم داری ... سخت در اشتباهی .. صلـاح و مصلحتــــِ من دستِ خودمه .. تو نمیخواد احساسِ مسئولیت کنی ...
اگــــه قدرتـــــِـــــ دیدنِ من و تحمـــُلِ شنیدنِ حرفام و دیدنِ کارام رو نداری .. مـــُختاری .. میتونی منُ ایگنور کنـــی ، چون تو هیچ جایی تو زندگیِ من نداری ...
از اینکـــــه کسی آزادیِ منُ بخواد ازم بگیره متنفرم ... و متقابلا از اون آدم .. .
پــــَس دوستِ عزیز ... یه دفه دیگه میگم ... چه واقعی چه مجـــازی ... حَدِ خودت رو بدون و در رفتــــارِت با من دقت کــــُن .... برای خودت هم بعضی جاها ارزش قائل شو ... چون به زبون آوردنِ خیلی حرفا میتونه تو رو یک آدمــــِ بی ارزش جلوه بده ... از من گفتن و از شمـــــا ......
"حضرت ِعباسی #نَتانم به ارواح می پِر بَلَد #نیَم ، خدا سر شاهده می لَنگ بوخوفته ، به روح تی شهید وِِِ ِلاکون. " چیست؟ ( اصرار یک گیلانی در عروسی برای #نرقصیدن)
فقط تو ايرانه که مردمش با شعر بسيار غمگين “باز منو کاشتي رفتيتنها گذاشتي رفتيدروغ نگم به جز منيکي ديگه داشتي رفتي” بندري مي رقصن !!! والا حالا چرا سخت بگیریم
یارو مداحه اومده بود تو محله داشت سوسن خانم رواجرا می کرد با ریتم: حرم طلا... امام حسین... میمیرم برات... میخوام بیام دم حرمتون... دس بزنم به ضریحتون! ملت نمیدونستن باید سینه بزنن یا قر بدن؟! به قول برو بکس ادامه شعر هم باید اینطوری بوده باشه: شدم عاشق شمشیرتون، میخوام بیام در رکابتون، حالا میخوام بیام جنگ بکنم، نگو نه، نگو نمیشه، این قلب من عاشقته عاشقترم می شه... حالا جنگ! خون! کو اعظم؟ بابا اسمش یزیده نه اعظم! حالا یزیده, وزیده, خزیده، پزیده!!!! هر چی باشه یزیدباشه! یزید خره یه دونه باشه! کفشای سیاه پاشه!
پیشنهاد خوبیه
13 سال و 1 ماه و 10 روز و 10 ساعت و 15 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 7 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبل
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 19 دقيقه قبل


13 سال و 1 ماه و 7 روز و 5 ساعت و 2 دقيقه قبل

12 سال و 11 ماه و 5 روز و 6 ساعت و 30 دقيقه قبل