setare
گرچه نیستی... یـــادت امـــا تمام قـــد بی رحمانه... میان دلـــــم ایستاده.
setare
حالا دیگه هیچی خوشحالم نمیکنه جز دیدن دوباره ی تو
setare
به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...