مصطفی
فقر نه گرد و خاک رو کتابه نه دو تا النگو تو دست و ده تا دندون خراب تو دهن..فقر کم تر بودن فاصله لباس خریدن از فاصله مسواک خریدنتم نیست احتمالا خریدن عینک و نخریدن فلان کتاب رو هم نمیشه اسمشو فقر گذاشت...
فقر فقط و فقط شیکم خالیه... فقر یه پاکت سیگارو تو چند ساعت از شب تا صبح تموم کردنه فقط و فقط به خاطر قسطای عقب افتادت ... فقر روزی شونزده ساعت مثل سگ جون کندنه برا زنده موندن ..فقر خجالته..خجالت بابایی جلو بچش.. بچه ای که نمیدونه فقر چیه....
فقر اون چیزیه که وقتی میاد همه چیو با خودش میبره غیرت شرف عاطفه...احساس
دقت کردی ببینی هموطنات چه قدر بی احساس شدند
ENSAN
انسانهای خوشبین و بدبین هر دو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع میکند و بدبین چتر نجات را.
مسافر...
باز هم یه بازیِ ضد ایرانی
mehran313
بزرگ ترین اشتباهی که ما آدما در رابطههامون میکنیم : نیمه میشنویم/ یک چهارم میفهمیم/ هیچی فکر نمیکنیم و دوبرابر واکنش نشون می دیم .....!.
soul age
قـــطره! قطره، دلش دریا می خواست خیلی وقت بود به خدا گفته بود. هر بار خدا می گفت : از قطره تا دریا راهی ست طولانی، راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لیاقت دریا نیست. قطره عبور كرد و گذشت، قطره ایستاد و منجمد شد، قطره روان شد و راه افتاد و به آسمان رفت. هر بار چیز تازه از رنج و عشق و صبوری آموخت. تا روزی كه خدا گفت : امروز روز توست، روز دریا شدن. و خدا قطره را به دریا رساند. قطره طعم دریا چشید و طعم دریا شدن را. روز دیگر قطره به خدا گفت: از دریا بزرگتر، از دریا بزرگتر هم هست؟ خدا گفت: آری هست، قطره گفت: پس من آن را میخواهم. بزرگترین را، بی نهایت را. خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: این بی نهایت است. آدم عاشق بود و دنبال كلمه ای می گشت كه عشقش را توی آن بریزد. اما هیچ كلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت. قطره از قلب عاشق عبور كرد. آدم همه عشقش را توی یك قطره ریخت. وقتی قطره از چشم آدم چكید، خدا گفت: حالا تو بی نهایتی، چون كه تصویر من در اشك عاشق است.


14 سال و 2 ماه و 27 روز و 12 ساعت و 51 دقيقه قبل