♥♥ دنيا ♥♥
خیالت ،مثل چُرت صبحگاهی میماند، همش با خود میگویم : ففط یک دقیقه دیگر.
♥♥ دنيا ♥♥
اوج دلتنگی وقتیه که… نه میتونی صداشو بشنوی… نه میتونی ببینش… فقط باید به عکسی که تو پروفایلش گذاشته نگاه کنی. . .
♥♥ دنيا ♥♥
حرامم باد حتی یک لبخندِ تو //حرامم باد آغوش گرمِ تو// حرامم باد بوسه ازلبانِ تو// حرامم باد هم خوابگی باتو// اگرتوعاشقم نباشی ... (احمد شاملو)
♥♥ دنيا ♥♥
کجایی که ببینی با من چه کردی// جراحت کاری بر من زدی// مرا نیمه جان درین بیشه وحشی رها کردی// حالا هر جانوری که از راه میرسد// بر لاشه نیم جانم زخمی میزند// برگرد //فقط مرا بکش// خلاصم کن
♥♥ دنيا ♥♥
با خنده کاشتی به دل ِ خلق «کاش ها» //با عشوه ریختی نمکی بر خراش ها //گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش!// معشوقه بودن است و «بریز و بپاش» ها (حسین زحمتکش)
♥♥ دنيا ♥♥
زندگي، رسم پذيرايي از تقدير است// وزن خوشبختي من،// وزن رضايتمندي ست// زندگي، //شايد شعر پدرم بود که خواند// چاي مادر، که مرا گرم نمود// نان خواهر، که به ماهي ها داد //زندگي شايد آن لبخندي ست، که دريغش کرديم// زندگي زمزمه پاک حيات ست ، //ميان دو سکوت زندگي ، //خاطره آمدن و رفتن ماست// لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهايي ست// من دلم مي خواهد// قدر اين خاطره را دريابيم.
♥♥ دنيا ♥♥
شب آرامي بود// مي روم در ايوان، تا بپرسم از خود// زندگي يعني چه؟// مادرم سيني چايي در دست// گل لبخندي چيد ،//هديه اش داد به من //خواهرم تکه ناني آورد ، آمد آنجا لب پاشويه نشست// پدرم دفتر شعري آورد،// تکيه بر پشتي داد// شعر زيبايي خواند ،// و مرا برد، به آرامش زيباي يقين// با خودم مي گفتم:// زندگي، راز بزرگي است که در ما جاريست // زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست// رود دنيا جاريست// زندگي ، آبتني کردن در اين رود است// وقت رفتن به همان عرياني؛// که به هنگام ورود آمده ايم// دست ما در کف اين رود //به دنبال چه مي گردد؟ هيچ!
♥♥ دنيا ♥♥
مده از خنده فريب و مزن از غمزه خدنگ// رو که ما را به تو من بعد نه صلح است و نه جنگ// غمزه گو ناوک خود بيهده زن پس مفکن// که دل و جان دگر ساختم از آهن و سنگ// عذرم اين بس اگر از کوي تو رفتم که نماند// نام نيکي که توانم بدنش ساخت به ننگ// بلبل آن به که فريب گل رعنا نخورد //که دو روزيست وفاداري ياران دو رنگ// آه حسرت نه به آيينه وحشي آن کرد// که توان بردنش از صيقل ابروي تو زنگ «وحشي بافقي»
♥♥ دنيا ♥♥
قرينه است ، اين درخت و آن درخت ، بر آبي بي انتهاي بالاتر ! تنها جاي تو خالي ست ، سبزه قباي خواب و خيال ِ من ! و دوباره خش خش ِ گربه ي ياد ِ تو که به حياط ِ دلم برگشته است ! مي نشين... و در جمعيت نيمه روشن ِ آن سوي پنجره در ايستگاه دنبال کسي شبيه ِ تو مي گردم . . . و خوب مي دانم که کسي کـَـس نمي شود زيرا هيچ انساني قادر به ادامه انساني ديگر نيست! پس بازي ها فقط يک بازي اند و همين! با اين وجود کسي شبيه تو را پيدا مي کنم و از او دور مي شوم... و هر چه دورتر مي شوم ، شباهتش به تو بيشتر و بيشتر مي شود . . . و باز سکوت ! (حسين پناهي)
♥♥ دنيا ♥♥
تا حالا بغض خوردين؟ من الان دارم ميخورم. لامصب بدجوري توي گلو گير ميكنه.
♥♥ دنيا ♥♥
به سلامتی همه اونایی که اونقدر دلشون گرفته که خواب به چشماشون نمیاد اونا که با اینکه میدونن طرفشون راحت راحت خوابیده بازم هر چند دقیقه زیر چشمی موبایلشونو نگا میکنن که شاید یه اس ام اس روشنش کنه... !!!
♥♥ دنيا ♥♥
نمیدونم چمه// فقط میدونم حالم خوب نیست// حالم خرابه...// خراب// انگار یه بغض نشکسته داره قلبمو پاره پاره میکنه// انگار غریب افتادم تو این دنیا// انگار هیچکس جز تو جز من...// انگار...// ای بابا اینکه دوستت دارم کافیه...
♥♥ دنيا ♥♥
در حجـــم نبــودن کســی خشکیـــدم . . . داروخانه ها را بیهوده نگردید// درمان ندارد// درد را از هر سو که بخوانی درد است// آینه « نامرد » رادرمان » می کند// و درد … همچنان درد است