♥♥ دنيا ♥♥
صدای گــام هــای تــــو ضربــــان زنــدگــﮯ من است! بــا من راه بیــا، هنــوز تشنــﮧ زنــده بودنــم...
♥♥ دنيا ♥♥
عشـــق تو شـــوخي زيبــايي بود كه خدا با مــن كرد...! زيبــا بود امــا شــوخي بود....!!
♥♥ دنيا ♥♥
همه چیز را فروختم جز آن صندلی که جای تو بود ! شاید آن روز که برگشتی خسته باشی ...
♥♥ دنيا ♥♥
بریز ای نم نم باران دلم خون شد ز تنهایی اسیر دردم ای باران چرا دردم نمی کاهی ؟ ببار ای قطره ی مرهم ، زبانم تشنگی دارد به این دل خسته عاشق که او هم عالمی دارد
♥♥ دنيا ♥♥
دیشب دوباره آمدی به خواب من، دیدار خوب تو، تا کوچه های کودکیم برد پا به پا، شاد و شکفته اما، فارغ ز هست و نیست، یک لحظه دست تو از دست من رها شد و خواب از سرم پرید.
♥♥ دنيا ♥♥
ازش پرسیدم چقدر دوستم داری؟گفت به اندازه شکوفه های بهاری و چه راست میگفت چون شکوفه های بهاری مهمان دوروزه اند.
♥♥ دنيا ♥♥
دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی بالی به هوای دانه ی ما نزدی دیری است دلم چشم براهت دارد ای عشق ٬ سری به خانه ی ما نزدی
♥♥ دنيا ♥♥
باران چه خوشبخت است ، از آن بالا همیشه عشق بازی دیده است …
♥♥ دنيا ♥♥
می کــَـنم الفبا را، روی لوحه ی سنگی واو مثل ویرانی، دال مثل دلتنگی بعد از این اگر باشم در نبود خواهم بود مثل تاب بیتابی مثل رنگ بیرنگی
♥♥ دنيا ♥♥
من برای تو چتری بیش نبودم … بـاران که تمام شد فراموشم کردی ! تو تتنها همقدم باران می خواستی اما من خود باران شدم بعد از تو …
♥♥ دنيا ♥♥
بر سرم چتر گرفت؛ به تماشا ایستادند باران و رهگذران
[لینک]
13 سال و 11 ماه و 2 روز و 21 ساعت و 20 دقيقه قبل