@♥♥ دنيا ♥♥ آقو ديروز يه نفر وسط خيابون داشت شربت ميداد مام رفتيم يکي بگيريم ازش پرسيديم اي به چه مناسبته عامو؟گفت نذر کرده بودم بابام که حالش بهتر شد شربت بدم...آقو تا ما رفتيم يکي برداريم يهو گوشي طرف زنگ زد،بهش گفتن بابات مُرد!اي پسرو هم عصباني شد سيني رو بلند کرد کوبوند تو سر ما ضربه مغزي شديم!ها ها ها ها ها ها ها...مارو تو حالت کما بردن بيمارستان اي زن ما همش برامون دعا ميخوند و از خدا کمک ميخواست،خدام يه فرشته فرستاد برا کمک به ما،آقو اي فرشتهو که ميخواست بياد پيش ما اي خيابوناي دور بيمارستان تو طرح ترافيک بود مجبور شد پياده بياد به ما که رسيد خسته شده بود اومد يه جا بشينه خستگي در کنه اشتباهي نشست رو شيلنگ اکسيژن ما دچار خفگي شديم دار فاني را باي باي گفتيم!ها ها ها ها ها ها ها...رفتيم اون دنيا به خدا گفتيم آقو اي چه فرشته اي بود فرستادي؟گفت ببخشيد ديگه طفلکي عادتشه...آخه بقيه فرشته ها خورده بودن به طرح تعديل نيرو مجبور شدم عزرائيلو بفرستم! ها ها ها ها ها...
جالب بود؛مرسی؛بازم مثه همیششه
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 59 دقيقه قبل توسط موبایل
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 57 دقيقه قبلهنوز خطاب نيومده
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 55 دقيقه قبلدنیا شما حتما یه دکتر برو ....
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 52 دقيقه قبلديدگاهو ميبينم ولي واسم تو خطاب پيامش نمياد
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 44 دقيقه قبل