♥♥ دنيا ♥♥
هميشه گريه نشانه ضعف نيست .گاهي نشانه يك بخشش است. گاهي يك فداكاري / گاهي يك ظلم/ و گاهي هم نمايانگر عظمت يك عشق
♥♥ دنيا ♥♥
شبي از شبها مردي خواب عجيبي ديد. او ديد كه در عالم رويا پا به پاي خداوند روي ماسه هاي ساحل دريا قدم ميزند و در همان حال در آسمان بالاي سرش خاطرات دوران زندگيش به صورت فيلمي در حال نمايش است او كه محو تماشاي زندگيش بود ناگهان متوجه شد كه گاهي فقط يك نفر روي شنها ديده ميشود و آن هم وقتهايي است كه او دوران پر درد و رنج زندگيش را طي ميكرده است. بنابراين با ناراحتي به خدا كه در كنارش راه ميرفت رو كرد و گفت :پروردگارا... تو فرموده بودي كه اگر كسي به تو روي اورد و تو را دوست بدارد در تمام مسير زندگيش كنارش خواهي بود و از او محافظت خواهي كرد. پس چرا در مشكل ترين لحظات زندگيم فقط جاي پاي يك نفر وجود دارد؟ چرا مرا در لحظاتي كه سخت به تو نياز داشتم تنها گذاشتي؟ خداوند لبخندي زد و گفت : بنده عزيزم من دوستت دارم و هرگز تو را تنها نگذاشته ام . زماني كه در رنج و سختي بودي من تو را روي دستانم بلند كرده بودم تا به سلامت از موانع و مشكلات عبور كني.
♥♥ دنيا ♥♥
منطق ایرانی دو حالت داره: یا حق با منه ، یا تو نمی فهمی که حق با منه!
♥♥ دنيا ♥♥
کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد بهتر از دل بستن به طاووسیست که تنها زیبایی دارد !!!
♥♥ دنيا ♥♥
هيچ وقت ،هيچ چيز را بي جواب نگذار!!! جواب نگاه مهربان را با لبخند //جواب دورنگي را با خلوص //جواب مسئوليت را با وجدان// جواب بي ادب را با سكوت// جواب خشم را با صبوري// جواب پشتكار را با تشويق //جواب كينه را با گذشت// جواب گناه را با بخشش //جواب دلمرده را با اميد// جواب منتظر را با نويد
♥♥ دنيا ♥♥
گاهی آدما اون قدر تاخیر دارن که حس می کنی دیگه نمیان اما وقتی برگردن هم از خوشحالی بال درمیاری هم دلت می خواد یکی بزنی تو گوشش!!
♥♥ دنيا ♥♥
"اﯾﻨﺠﺎ ﺯﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ... ﻣﻬﺮﯾﻪﺍﺕ ﺁﺏ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪ!// ﻗﺎﺿﯽﺟﯿﺮﻩ ﺑﻨﺪﯼ ﺍﺵ ﻣﯿﮑﻨﺪ!// آنچه نقد است فقط جان توست،ﮐﻪ ﻗﺴﻂ ﺑﻨﺪﯼ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ!!"
♥♥ دنيا ♥♥
مردم اغلب بی انصاف ٬بی منطق و خود محورند٬ولی آنان را ببخش...
♥♥ دنيا ♥♥
نیکی های درونت را فراموش می کنند ٬ولی نیکوکار باش... بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد... ودر نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم...
♥♥ دنيا ♥♥
خورشیدم و شهاب قبولم نمی کند/// سیمرغم و عقاب قبولم نمی کند/// عریان ترم ز شیشه و مطلوب سنگسار/// این شهر بی نقاب قبولم نمی کند/// ای روح بی قرار چه با طالعت گذشت/// عکسی شدم که قاب قبولم نمی کند/// این چندمین شب است که بیدار مانده ام/// آنگونه ام که خواب قبولم نمی کند/// بیتاب از تو گفتنم آوخ که قرنهاست/// آن لحظه های ناب قبولم نمی کند/// گفتم که با خیال دلی خوش کنم///ولی با این عطش سراب قبولم نمی کند/// بی سایه تر ز خویش حضوری ندیده ام/// حق دارد آفتاب قبولم نمی کند
♥♥ دنيا ♥♥
" من يك زن هستم، من يك انسان هستم،من هم مثل تو موسيقي، خنديدن، و دويدن در باد را دوست دارم پس خواهش ميكنم تو نگاهت را تطهير كن"
♥♥ دنيا ♥♥
نه بارانی است/// و نه برفی در حال بارش../// اما خواهد آمد../// می دانم..
♥♥ دنيا ♥♥
نگاه من نگاه او// هوای سرد کوچه مون// پنجره ای که بسته است// نفس ، نفس ، تنفسم// بخاری از غم درون ،// به روی سرد شیشه "ها" نشسته است// و صورتش میان مه// ز چشم من نهان شده؛ //کنون اگر به دست خویش// بخار شیشه بر کنم// و او اگر خبر شود// از این تلاش دست من// گمان کند که من طرح وداع بسته ام //گمان کنم گمان کند که چشم من از این نظاره خسته است// کنون اگر هر زمان که مه جدایمان کند// به جای دست گونه را به روی شیشه میکشم //گمان کنم گمان کند که اشک من// ...بخار غم به روی شیشه شسته است