داشتم از خیابون رد میشدم یه پورشه پانامرا زد بهم… اقا ما هم دیدیم یارو پولداره گفتیم یه فیلمی بازی کنیم یه ذره پول ازش بگیریم داد و جیغ که پام فنا رفتو کمک کنید دارم میمیرمو از این حرفا چشمتون روز بد نبینه ملت همه اولا رفتن ببینن ماشین یارو چیزیش شده یا نه که مرده به راننده گفت اقا خدارو شکر ماشین چیزیش نشده بعدشم دست بچشو گرفت گفت اگه میشه ما یه ۲تا عکس بندازیم با ماشینتون ۲تا دخترم اومدن با راننده حرف زدن یه ۲تا پسرم نشستن پشت فرمون واسه [!]بوک عکس انداختن یعنی کسی مارو آدم حساب نکردااااااا بی سروصدا بلند شدم ، خودمو تکوندم رفتم سمت افق.....
واي ما زمستون گذشته رفتيم باغ ساعت 3 صبح سيب زميني انداختم تو شومينه همينجوري پخت بعدش همه رو بيدار كردم كه بيان سيب زميني بخورن ولي فقط فحش نوش جان كردم
سرباز بدو بدو ب طرف کاپیتان: کاپیتان 3 تا کشتی دزدان دریائی دارن میان طرف ما.............
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
کاپیتان: پیرهن قرمز من رو بیارین
سرباز: میخاین چیکار کاپیتان؟؟؟
پیرهن قرمز میخوام تا اگه زخمی شدم شما زخم ها و خون ریزیمو نبینین و امیدتونو از دست ندین
چند روز بعد... سرباز بدو بدو طرف کاپیتان: کاپیتان 10 تا کشتی دزدان دریائی دارن میان طرف ما
کاپیتان: شلوار قهوه ای من رو بیارین..!!
کامپیوترو روشن میکنی صبر می کنی ویندوز بالا بیاد
یه قلوب از چاییتو میخوری
کلیک می کنی رو مای کامپیوتر
میری تو درایو G... .
یه سیگار روشن می کنی .
میری تو مای پیکچر.
یه پک سنگین.
دنبال یه فایل قدیمی می گردی.
یه پک سنگین دیگه.
پیداش می کنی ،
بازش می کنی.
یه پک دیگه.
عکسا رو نگاه می کنی
یه لبخند میزنی به خاطراتی که زنده شدن و دارن جلوت راه میرن
میرسی به یه عکس . . .
این عکس یه اشکالی داره.
یه پکــ سنگین . .
نه دو تا پکــ سنگیـــن .
نمی خوای قبول کنی
جای یکی تو زندگیت خالیه
" دقیقا همونی که توی عکس خودشو چسبونده بهت "
محو عکسی
کم کم داغی سیگار دستتو میسوزونه
به خودت میای
سیگارو تو جاسیگاری خاموش می کنی
کامپوتر رو خاموش می کنی
خودتو پرت میکنی روی تخت
چشاتو می بندی و زیر لب میگی :
عجب تی شرتی بود حیف که گمش کردم
ديوونه رواني أم خودتي
وااااااای چقدر چیزای خوشمزه.



13 سال و 11 روز و 14 ساعت و 2 دقيقه قبلممنون دنیا جان. خیلی لطف کردی.
قابلي نداشت مهران جان

13 سال و 7 روز و 23 ساعت و 18 دقيقه قبل