@♥♥ دنيا ♥♥ ... نپرس چرا روزگار چنین است، باید کهنه شود، مثل رفیق، تا بدانیم چقدر زیباست. دنیا را می گویم، دنیایی که سرشار از زندگی ست، حتی گاه تلخی هایش کمی بعدتر برتو شیرین می آید.
ما دو تن خاموش
بار قهر كهنهاي بردوش
باز هم از گوشهي چشمان نمناكت
من درون خاطرات روشنت را، خوب ميبينم
باز هم اي خوب من، ياد همان ايام زيبايي
آه ميبينم تو هم
افسوس آن لبخند شيرين را،
به دل داري
خوب ميدانم تو هم مانند من از قهر بيزاري
باورش سخت است
بعد از آن همه احساس ناب و پاك
من با تو...
و تو با من...
لب فرو بسته به كنجي
قــــهر؟!
آه
بيش از اين، دل را توان بي تو بودن نيست
راست ميگويم
مرا با قهر، كاري نيست
اما
اين شروع از كه؟
كلام مهرباني را كه آغازد؟
من يا تو؟
سلام آشتي، با كيست؟
و گام اولين را سوي پيوند دوباره
و لبخند محبت يا نگاه گرم
اول از تو بايد يا كه من؟
پس بيا با هم براي آشتي
يك... دو... سه...
بشماريم
خب... شروع...
يك... دو...
واي صد افسوس
اين سه... بر زبان ما نميآيد
ما دو تن خاموش
بار قهر كهنه اي بر دوش
هردومان مغرور
يك شب مجنون نمازش را شكست/ بي وضو در كوچه ليلا نشست /عشق ان شب مست مستش كرده بود/ فارق از جام و شرابش كرده بود/گفت يارب از چه خوارم كرده اي؟/ بر صليب عشق دارم كرده اي؟/خسته ام زين عشق دل خونم مكن/ من كه مجنونم تو مجنونم نكن/مرد اين بازيچه ديگر نيستم/ اين تو و ليلاي تو من نيستم/گفت اي ديوانه ليلايت منم /در رگت پنهان و پيدايت منم/ سال ها با جور ليلا ساختي/من كنارت بودم نشناختي.
معشوقه ی شهر قصه هایی دنیا
در ذهن من از فرشته هایی دنیا
دنبال خدای خنده میگشتم
اما نکند خودت خدایی دنیا
لبخند تو یک شکوه اسثتائیست
اما چه کنم که تو بلایی دنیا
دنیا تو چرا همیشه از من دوری
از خاطر #مانی تو جدایی دنیا؟
مش کامبیز....ولا غیر...
13 سال و 18 روز و 23 ساعت و 12 دقيقه قبلاصن تک دل که میگن ایشونن
13 سال و 18 روز و 23 ساعت و 11 دقيقه قبل
13 سال و 18 روز و 18 ساعت و 55 دقيقه قبل
13 سال و 18 روز و 18 ساعت و 53 دقيقه قبلچرا آخه منو تو اين موقعيت قرار ميدي
13 سال و 17 روز و 4 ساعت و 17 دقيقه قبل