♥♥ دنيا ♥♥
سـکـــــــه ی زنـدگـیم شـیـــــــر نـدارد امــــــــا هـمـیـن خـطـی کـه مـــــــرا بـه تــــــو وصـــــــــــــــــل نـگـه مـی دارد را بسیـــــار دوســـــــت مـی دارمـــ ...!!!
♥♥ دنيا ♥♥
مهربانترين برادر دنيا (عكس متحرك)
♥♥ دنيا ♥♥
زرد آبی قرمز سفید مشکی نمیدانم از کدام رز... برایت هدیه بیاورم تا در خاطرت بمانم ای آنکه که اشکهای شبانه ام از آن توست...
♥♥ دنيا ♥♥
بـگـذار سـخـت باشم و سـرد !! بـاران کـه بـاریــد... چـتـر بـگـیـرم و چـکـمـه!!! خـورشـیـد کـه تـابـیـد... پـنـجـره ببـندم و تـاریـک !!! اشـک کـه آمـد... دسـتـمـالـی بـردارم و خـشـک !!! او کـه رفـت، نـیـشخـنـدی بـزنـم و سـوت...
♥♥ دنيا ♥♥
گاهی در فرا سوی این لحظات از خود میپرسم، با خود چه کردی؟!!! که همچون باران میباری.. همچون باد گریزانی.. و همچون تاریکی در هراسی حتی چشمانت را در کلبه ی وجودش نیافتی، تو خود، او بودی و او تو نبود... چه بد کردیم به خود... هر چیز زمانی دارد نفس هم که باشی دیر برسی من رفته ام . . .
♥♥ دنيا ♥♥
ولو شده ام سر خیابان در منطقه ی استحفاظی ِ یک مشت موش و گربه و سوسک و نکبت! رد میشوند از کنارم مردم ِ پرهیزگار!! و دلسوز ترینشان یک نخ سیگار به طرفم پرت میکند! مچاله میشوم، در خودم، در بی کسی ام، در تمام گند زار ِ زندگیم... و هنوز منتظرم نه منتظر دستی که از روی ترحم برایم مرحم لحظه ای پرت کند منتظر دستی ام که دستهایم را بگیرد و تمام کند.... این همه حقارتم را!
♥♥ دنيا ♥♥
در مجالی که برایم باقیست// باز همراه شما مدرسه ای می سازیم// که در آن همواره اول صبح// به زبانی ساده// مهر تدریس کنند// و بگویند خدا// خالق زیبایی و سراینده عشق //آفریننده ماست// مهربانیست که ما را به نکویی// دانایی ،زیبایی و به خرد می خواند...
♥♥ دنيا ♥♥
زندگی بار گرانی ست که بر پشت پریشانی تُست کار آسانی نیست نان درآوردن و غم خوردن و عاشق بودن پدرم کمرم از غم سنگین نگاهت خَم باد