دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

به بابام میگم پست گذاشتم ۲۰۰نفرلایکش کردن. میگه :خب پس مثل تو بی کار زیاد هست. اون وقت میگن مغزها چزا فرار میکنن

ُُُshakib
troll-0_46834200 13787460071475176975.jpg ُُُshakib

کاملا 18+

ُُُshakib
ُُُshakib

به نام آنکه عشق را آفرید و روح عاشقان را به خون عشق سیقل داد ..

ُُُshakib
ُُُshakib

قول می دهم لام تا کام حرفى نزنم فقط بگذار از دال تا میم بگویم بگذار بگویم که دوستت دارم دیگر لام تا کام حرفى نمی زنم

ُُُshakib
1185641_719692601380806_743046580_n.jpg ُُُshakib

فـقـر ، کتیبه سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند ...

ُُُshakib
ُُُshakib

آقا ازدواج هم خیلی سخت شده! خدمت مامانم عارض شدم دنبال یه دختر باش داداش نداشته باشه... هی میپرسه چرا؟ توضیح دادنش سخته! نمیخوام زنم عمه باشه..

ُُُshakib
ُُُshakib

عایا میدانستید که رتبه های تک رقمی کنکور در سال گذشته و امسال از پروفایل بنده دیدن میکردن !!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عایا میدانستید که پست های پروفایل منو میخوندن ؟؟؟؟!!!! از همین امروز برای سال اینده خود برنامه ریزی کنید !!!!!!!! با تشکر روابط عمومی پروفایل من

ُُُshakib
ُُُshakib

تو مغازه کامپیوتری بودم دختره اومده میگه من همون کارایی که برادرم میکنه، انجام میدم اما همش میگه پسورد اشتباه هست مغازه دار میگه خوب پسورد رو چی میزنید دختره میگه هشتا ستاره (********) میزنم خدایا این شادیها رو از ما نگیر-

ُُُshakib
ُُُshakib

جنازه پسرشونُ که آوردند چیزی جزء دو سه کیلو استخون نبود پدر سرشو بالا گرفت و گفت :حاج خانم غصه نخوری ها !!! دقیقا وزن همون روزیه که خدا بهمون هدیه دادِش به سلامتی همه پدر مادرایی که جووناشونو در راه وطن از دست دادن

ُُُshakib
ُُُshakib

مرغ عشق فخر فروشي نکن ... معشوق تو نيز به لطف قفس است که وفادار مانده ... !

ُُُshakib
ُُُshakib

یعنی کاش بچه دهات بودم با اینترنت هم آشنا نبودم ، الان تو یه خواب راحت بودم داشتم به ازدواج با دختر کدخدا فک میکردم :

ُُُshakib
ُُُshakib

به نماز که می ایستم بغضم رو سخت تحمل میکنم،نمیگذارم اشکهایم از چشمانم پایین بیاید...بگذا به خدا بگویم سرنوشتی که برایم نوشتی خوب است و من هیچ گلایه ای ندارم!

ُُُshakib
ُُُshakib

نـوشـتـهامـــ… مـخاطـب خاص نـدارهـــ… ولـے خـيـلـے خاص مـيـنـويـسـمـــ… شايـد بـہ دل هـركـے بـشـيـنـهـــ…

ُُُshakib
ُُُshakib

سرگشته چو پرگـار همه عمر دویدیم آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم

ُُُshakib
1379771304481.jpg ُُُshakib

دختر بچه شفا گرفته بود ازش سوال کردم چه دیدی و چه شنیدی؟ ؟.. دخترک با آرامشی خاص گفت هیچ. فقط پدرم را خبر کنید!!! گفت: بابا امام رضا بهم گفت «به بابات بگو دیگه به خواهرم چیزی نگه» پدر به خادم گفت: دخیل که بستم به امام رضا گفتم:می خوای دخترمو شفا ندی شفا نده. اما برگردم قم به خواهرت گلایه خواهم کرد.

این ارسال را بازنشر کرده است.