ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
یک بنده خدایی کنار اقیانوس قدم میزد نگاهی به اسمان انداختو گفت ..خدایا میشود تنها ارزوی مرا براورده کنی ناگهان ابرهای سیاه اسمان را گرفتند و صدا امد چه ارزویی داری ...ای خدای کریم ...از تو میخواهم جاده ای بین کالیفرنیا و هاوایی بسازی تا هر وقت دلم خواست در ان رانندگی کنم ...خدا گفت ای بنده ی من تو را به خاطر وفاداریت بسیار دوست میدارم .اما هیچ میدانی برای این کار من باید از فرشتگان زیادی استفاده کنم تو میدانی چقدر اهن و فولاد باید مصرف شود ایا نمیتوانی ارزوی دیگری بکنی ...مرد مدتی به فکر فرو رفت و سپس گفت خدایا من از کار زنان سر در نمی اورم میشود به من بفهمانی احساس درونیشان چیست و چگونه خوشحال میشوند ...صدایی امد ای بنده من ان جاده ای را که خواسته بودی دو بانده باشد یا چهار بنده
ُُُshakib
ای کاش دل نداشتم .ای کاش عشق دروغ بود
ُُُshakib
با کار این بازیگر ایرانی موافقید یا مخالف
ُُُshakib
با نمکیش چند تا لایک داره
ُُُshakib
اگر ویندوز را ایرانی ها میساختند