ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
لبخند ، شروع عشق است محبت ، باغ عشق است ناکامی، داغ عشق چشم ، راز عشق وعده ، امتحان عشق خاموشی ، درد عشق و رسوایی ، شرمندگی عشق
ُُُshakib
به یک جایی از زندگی که رسیدی می فهمی رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را میبرد و از میانشان میگذرد از بعضی آدمها بگذری و برای همیشه تمامشان کنی.
ُُُshakib
حیف نون به باباش میگه : پنکه خراب شده باباش میگه : خوب معلومه پنج نفری زیرش میخوابین ، میخوای خراب نشه ؟!!
ُُُshakib
گرز برزگ زندگي ممکن است سرم را بشکند اما گردنم را خرد نمي کند. مثل چيني
ُُُshakib
روی زمینی زندگی میکنیم که خودشو جو گرفته...! چه برسه به آدماش
ُُُshakib
چـه قدر تلـــخ شده ای این روزهــا … قندهــایت را در دل ِ چه کسی آب می کنیــــ
ُُُshakib
وقت خواب که میشود دیر به رخت خواب میروم و زود بیدار میشم . . . دوست ندارم حتی یک لحظه به خوابم بیایی . . . آخر دیوانه میکند مرا، اینکه "تو" را در خواب با "او" ببینم . . .
ُُُshakib
عطرهای خوب،شیشه خالیشان هم بوی خوب میدهد،درست مثل جای خالی تو..
ُُُshakib
چه خوش خیال است ، فاصله را میگویم ، به خیالش تو را از من دور کرده نمیداند جای تو امن است ، اینجا در میان دل من .
ُُُshakib
دیروز دست هایش میان دست هایم بود امروز عکسش و فردا سیگار ! .
ُُُshakib
برایت مینویسم دوستت دارم میدانم که نمیدانی ولی میدانم که میخوانی آرزویم این است که نخوانده بدانی.
ُُُshakib
در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟ من به آن محتاجم !
ُُُshakib
در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند / کر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را . . .
ُُُshakib
بر روی زمین چیزی بزرگتر ازانسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. (همیلتون)
ُُُshakib
سنگین ترین غروب من لحظه ی بی تو بودن است اگر ماندم که می آیم به سویت اگر مردم فدای تار مویت