ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
چه مهمانان بي دردسري هستند مردگان ! نه به دستي ظرفي را چرك مي كنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندكي سكوت!
ُُُshakib
اخرین مدل مانتو (اخر خنده )با لنگ حموم
ُُُshakib
اگه این اس ام اس برات بیاد چی جواب میدی
ُُُshakib
طناب را به گردنم انداختند . گفتند : آخرین آرزویت؟ گفتم : دیدن عشقم... گفتند : خسته است ، تا صبح برایت طناب بافته
ُُُshakib
اغلب آنھائی پیروز و موفق می شوند کھ کمتر تعریف و تمجید شنیده باشند. زولا
ُُُshakib
چه فرقی میکند مهره سیاه باشم یا سفید چشمانت با اولین حرکت ماتم میکند
ُُُshakib
مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید... هر چه قدر هم نالیدم و فریاد زدم... سراغم نیایید من دارم او را ترک میکنم...!!!!!!!!!!!
ُُُshakib
یه روز یکی از خدا میپرسه خدایا 1000سال برات چقدره خدا میگه به اندازه یک دقیقه باز از خدا میپرسه خدایا1000000000دلار برات چقدره خدا میگه به اندازه یک سنت میگه پس خدایا یک سنت به من بده خدا میگه باشه فقط یک دقیقه صبر کن
ُُُshakib
مسافر تاکسی اهسته روی شونه راننده زد چون میخواست یه سوال ازش بپرسه .اما راننده جیغ زد کنترل ماشین رو از دست داد نزدیک بود چپ کنه اما بعد از چند دقیقه کنار یک مغازه ترمز کرد سکوت سنگینی حکمفرما شد و بعد از چند دقیقه راننده گفت دیگه این کارو نکن منو تا سر حد مرگ ترسوندی ...مسافر عذر خواهی کرد و گفت نمیدونستم یه ضربه کوچیک اینقدر شما رو میترسونه.راننده تاکسی گفت تقصیر تو نیست راستش این اولین روزیه که من به عنوان یه راننده تاکسی کار میکنم من بیست و پنج سال راننده نعش کش بودم