دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
0.281415001357990198_jazzaab_ir.jpg ُُُshakib

...

ُُُshakib
ُُُshakib

چه مهمانان بي دردسري هستند مردگان ! نه به دستي ظرفي را چرك مي كنند نه به حرفي دلي را آلوده تنها به شمعي قانعند و اندكي سكوت!

ُُُshakib
aks-tanz-2.jpg ُُُshakib

میدونم دیگه نمیاد

ُُُshakib
45362483909485536885.jpg ُُُshakib

اخرین مدل مانتو (اخر خنده )با لنگ حموم

ُُُshakib
1370379627279213_large.jpg ُُُshakib

به چه دلیل به ما میگن نسل سوخته

ُُُshakib
600x373_AksTubeCom_ea7419c1aae1a4e6d3c1138575ffac5fa4a68f52.jpg ُُُshakib

شهر زیبای هنگ کنگ

ُُُshakib
42054a58c4480adca7f66c71cfc61d59-425.jpg ُُُshakib

اگه این اس ام اس برات بیاد چی جواب میدی

ُُُshakib
09ba3cc274f35d837dd22d1253a5e2ea-425.jpg ُُُshakib

دختر باهوش واااااااااااااااای

ُُُshakib
ُُُshakib

طناب را به گردنم انداختند . گفتند : آخرین آرزویت؟ گفتم : دیدن عشقم... گفتند : خسته است ، تا صبح برایت طناب بافته

ُُُshakib
ُُُshakib

اغلب آنھائی پیروز و موفق می شوند کھ کمتر تعریف و تمجید شنیده باشند. زولا

ُُُshakib
ُُُshakib

چه فرقی میکند مهره سیاه باشم یا سفید چشمانت با اولین حرکت ماتم میکند

ُُُshakib
ُُُshakib

مرا به تختم ببندید و تنهایم بگذارید... هر چه قدر هم نالیدم و فریاد زدم... سراغم نیایید من دارم او را ترک میکنم...!!!!!!!!!!!

ُُُshakib
488118_170511139768980_143686207_n.jpg ُُُshakib

..

ُُُshakib
ُُُshakib

یه روز یکی از خدا میپرسه خدایا 1000سال برات چقدره خدا میگه به اندازه یک دقیقه باز از خدا میپرسه خدایا1000000000دلار برات چقدره خدا میگه به اندازه یک سنت میگه پس خدایا یک سنت به من بده خدا میگه باشه فقط یک دقیقه صبر کن

ُُُshakib
ُُُshakib

مسافر تاکسی اهسته روی شونه راننده زد چون میخواست یه سوال ازش بپرسه .اما راننده جیغ زد کنترل ماشین رو از دست داد نزدیک بود چپ کنه اما بعد از چند دقیقه کنار یک مغازه ترمز کرد سکوت سنگینی حکمفرما شد و بعد از چند دقیقه راننده گفت دیگه این کارو نکن منو تا سر حد مرگ ترسوندی ...مسافر عذر خواهی کرد و گفت نمیدونستم یه ضربه کوچیک اینقدر شما رو میترسونه.راننده تاکسی گفت تقصیر تو نیست راستش این اولین روزیه که من به عنوان یه راننده تاکسی کار میکنم من بیست و پنج سال راننده نعش کش بودم