ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
یه سریا واقعا منحصر به فردن ، یه سری هم الکی متصل به برقن !
ُُُshakib
احترام گذاشتن به بعضیا ، مثه تکون دادن پارچه ی قرمز جلوی گاوه !
ُُُshakib
میگن سر پل فال میگیره حسرتش رفتن به مدرسه است
ُُُshakib
به خاطر خرج عروسیش مجبور شد...
استقلال
الا فرهاد غزال تیز پایم / مکن سوراخ لنگ با وفایم منم شیث رضایی پرسپولیسی/ نما رحمی بحال ناله هایم ته جدول نشسته مات و زارم / ازین ماتی بگو کی در می آیم تو گفتی آی بدو بسکه دویدم / شکسته ساق های هر دو پایم