ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
مثل اسمون که امیدش دیدن چند تا ستاره ست ...دیدن روی ماهت واسه من عمردی دوباره ست
ُُُshakib
اگر میخواهی برای کسی عزیز شوی یا از او دور شو یا بمیر
ُُُshakib
دوستی حادثه است و جدایی قانون پس بیا اولین و اخرین قانون شکن باشیم
ُُُshakib
عاشقی یعنی تحمل نه شکایت نه گله اگه بین ما باشه هزار تا فاصله
ُُُshakib
بمیرد انکه غربت را بنا کرد ..ترا از من مرا از تو جدا کرد
ُُُshakib
بر زبانم در نگاهم عشق توست در دلم تا بی نهایت درد توست
ُُُshakib
زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سال ها به اجبار خواهیم خفت
ُُُshakib
الهی ..گواهی..که گاهی...نگاهی ...ندارد گناهی
ُُُshakib
بیمار عشق توست پرستوی روح من از این مریض خسته عیادت نمیکنی
ُُُshakib
مجنون را به محاکمه عدل بردند گفتند توبه کن.گفت خدایا عاشقم عاشقترم کن
ُُُshakib
توسط موبایل
درد دارد سرت به سنگی بخورد که روزی ان دا بن سینه میزدی
ُُُshakib
یکی از فـانـتزیام اینه که از بانک زنگ بزنن بگن شما برنده شدید! منم با لبخندی تـلخ بگم حتما خونه برنـده شدم یا ویلا یا شایدم صد میلیارد پول نقد یا… هه! بدید به فقـرا بعد بگن نه دیوونه تو پـــرایـــــد برنده شدی! بعد دیگه از شـدت خـوشحـالی سکته کنم به رحمت ایزدی بپیوندم
ُُُshakib
گويند روزي مجنون درمسجدي رد ميشد شيخي نماز مي خواند مجنون برسجاده شيخ پاگذاشت فرياد شيخ بلند شدكه چرابين من وخدايم فاصله انداختي ؟مجنون گفت،من عاشق ليلي ام تورانديدم توكه عاشق خدايي چگونه مراديدي