دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

گاهی خدا درهارو می بنده و پنجره ها رو قفل میکنه....! زیباست اگه فکر کنی بیرون طوفانه و خدا می خواد ازت محافظت کنه....

ُُُshakib
8md0pvzhdduskrctcfyn.jpg ُُُshakib

خودتون ببینین

ُُُshakib
ُُُshakib

عفت در زن مانند شجاعت است در مرد

ُُُshakib
ُُُshakib

عجیب است حتی رفتگر هم با نفرت نگاهم میکند!!! انگار ریختن برگها هم تقصیر من است!!!

ُُُshakib
ُُُshakib

رسم رفاقـــــــــــت اینه که با رفیـــــق پیرشــــــــــــى نه اینکه وســـــــــــط راه از رفیـــــق سیرشـــــــــــــى...

ُُُshakib
ُُُshakib

هزاران دستـــــــ هم به سویم دراز شود ! پــــــــس خواهم زد… تنــــــــــها … تمنای دستان تـــــــــــو را دارم …

ُُُshakib
ُُُshakib

آدما مترسک سر جالیز نیستن؛ که وقتی واسه کلاغای دلت تکراری شدن عوضشون کنی؛ پس یه کم در مورد آدما منصف باش؛ تا مترسک یکی دیگه نشی …!

ُُُshakib
ُُُshakib

فکر کنم “سرت شلوغه، من میخوابم، شبت بخیر” ! یکی‌ از جملات معروفِ تیم ملی‌ “تیکه اندازی” خانم‌ها !

ُُُshakib
ُُُshakib

آلـــیــــس کـــجـــایـــی؟! بـــیـــا … ایـــنـــجـــا عــجــیـــب تــریــن ســـرزمــیــن دنـــیــاســت .

ُُُshakib
ُُُshakib

خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید !

ُُُshakib
ُُُshakib

یک روز می افتد ؛ آن اتفاق خوب را می گویم ... من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛ هر لحظه ، هر روز

ُُُshakib
ُُُshakib

بـگو تـمام تـــو مـال مـن اســت ... دلـم مـی خـواهـد حـسادت کـنـم بـه خـودم ....!

ُُُshakib
ُُُshakib

گاهی دلم می خواهد وحشیانه غرورت را پاره کنم ! قلب ترا در مشتم بگیرم و بفشارم تا حال مرا لحظه ایی بفهمی .

ُُُshakib
ُُُshakib

شرابت را بنوش رَفـــیق بنوش بہ سُلـامَتے فاحشههاے شَهـرمـاלּ کہ ِ جُز خــــود کَسے را نَفروخـتَند

ُُُshakib
ُُُshakib

من اگه کریستف کلمب بودم اون جزیره ای که پیدا کرده بودمو به کسی نشون نمیدادم آخر هفته ها با بچه میکوبیدم میرفتم اونجا قلیون میکشیدم