دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ُُُshakib

ُُُshakib
مرد - مجرد
امتیاز: 4754

دنبال‌شدگان

(1175 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(379 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

ُُُshakib
b5cd8bb4ab0c45f5e018ab235339285a-425.jpg ُُُshakib

غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"

ُُُshakib
ُُُshakib

یادتـــــــ باشد ؛ مــــــــــن اینجا، کنار همین رویاهای زودگذر، به انتظار آمدن تـــــــو ، خط های سفید جاده را می شــــــــمارم … !

ُُُshakib
ُُُshakib

عصاره ھمھ مھربانی ھا را گرفتند و از آن مادر را ساختند. کریستوفر مارلو

ُُُshakib
ُُُshakib

امکانپذیر است کھ یک میلیون حقیقت را در مغز انباشت ولی ھنوز بیسواد بود.

ُُُshakib
ُُُshakib

سعادت دیگران ، بخشی مھم از خوشبختی ماست.

ُُُshakib
ُُُshakib

گناھکاران ھمیشھ در دادگاه وجدان خویش مبرا ھستند!

ُُُshakib
ُُُshakib

اغلب آنھائی پیروز و موفق می شوند کھ کمتر تعریف و تمجید شنیده باشند. زولا

ُُُshakib
ُُُshakib

او به تو سیلی زد من نگران تو شدم تو عاشق او شدی

این ارسال را بازنشر کرده است.
ُُُshakib
ُُُshakib

طرف تو [!]بوکش نظرسنجی گذاشته پرسیده : گروه خونی تان چیست ؟ آخه نتیجه اش به چه دردت می خوره ؟ خون آشامی ؛ دنبال خون خوش خوراک می گردی لامصب <img src="

ُُُshakib
ُُُshakib

چـــه ديـــر فهـــميــــدم بغــــلـــم کـــه ميـــکـــردي چـــشـــمـــانـــتو کــه مي بســـتي به فـــكــــر عشـــقـــت بـــودي

ُُُshakib
ُُُshakib

جونه هرکی دوس داری با چادر ملی کفش قرمز نپوش<img src="><img src="><img src=">

ُُُshakib
ُُُshakib

یکی از فرق های انسان با خدا این است که انسان تمام خوبیها را با یک بدی فراموش میکند ولی خدا تمام بدیها را با یک خوبی فراموش میکند .

ُُُshakib
ُُُshakib

مامان حیف نون بهش میگه پاشو سحره جیف نون هم بیدار میشه و به خوبی و خوشی سحری میخوره ! شما مشکلی داری !؟

ُُُshakib
ُُُshakib

امروز یه صحنه خیلی ناگوار دیدم دلم خیلی سوخت یه ماکسیما زده بود به یه پراید !! بیچاره ماکسیماییه باید دار و ندارشو بفروشه خسارت برایده رو بده

ُُُshakib
ُُُshakib

اگر نسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد . . .

ُُُshakib
ُُُshakib

باز می نویسم تا دل این بلور شکسته جانی بگیرد با یادت ، باشد که لحظه هایم پر شده از درد ، باشد که آتشم میزند این شبهای سرد ، باشد در میان سیل غمها شدم یک قربانی ، باشد که دارم میسوزم مانند شمع به تنهایی