ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
یه لحظـه گـوش کـن خـــدا ؛ جـدی میگــم . . . نه بچـه بـازیِ نـه ادا و اطــوار ، تو این دنــیا . . حــالِ خــیلی هـا اصـلا خـوب نیـست ! یـه دسـتی بـه زندگیـشون بکـش لــــــــــــــــــــــــ ــــطــفا"
ُُُshakib
دلم به کما رفته برای مردنش دست به دعا شوید . . . پیراهنم را اتو می زنم
ُُُshakib
ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺭﺩﯾﻒ ﺍﻭﻝ ﮐﻼﺱ ﻫﻤﻪ ﺑﺎﻫﻮﺷﻦ ! ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻫﺎﯼ ﺭﺩﯾﻒ ﺁﺧﺮ ﻣﺎﯾﻞ ﺑﻪ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ ! ﺗﻘﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﺩﯾﻒ ﺁﺧﺮﯼ ﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ..
ُُُshakib
بعضی وقتا شنیدن یه " بنال بینم چه مرگته " از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای "عزیزم چی شده " میچسبه
ُُُshakib
باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش / وین سوخته را محـرم اســرار نهان بـاش زان باده که در میکده عشـق فروشــند / ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش
ُُُshakib
کودک درونم تا آخر تیرماه بهم مهلت داده خواسته هاش رو بر آورده کنم وگرنه منو میزاره خونه سالمندان !
ُُُshakib
نسیم، دانه از دوش مورچه انداخت؛ مورچه، دانه را دوباره بر دوشش گرفت و رو به خدا گفت : گاهی یادم می رود که، هستی؛ کاش بیشتر نسیم بوزد …
ُُُshakib
مبارک باد آمد ماه روزه رهت خوش باد، ای همراه روزه شدم بر بام تا مه را ببینم که بودم من به جان دلخواه روزه . . .
ُُُshakib
بــــــابــــــــای خوب من! شب های بی قراری با غروب دلواپسی، هر شب از راه می رسند. من دلتنگ تر از همیشه زمان به پشت پنجره می آیم تا تو را در آسمان به نظاره بنشینم
ُُُshakib
کاش دفتر خاطراتم چراغ جادو بود تا هر وقت از سرِ دلتنگی به رویش دست میکشیدم تو از درونش با آرزوی من بیرون می آمدی !
ُُُshakib
دلتنگت می شوم و چشمانم را روی هم می گذارم بلکه یادت را فراموش کنم . . . تو بگو دلکم مگر می شود یک دنیا را فراموش کرد ؟
ُُُshakib
برای معنی دلتنگی احتیاج به این همه کلمه نیست ؛ دلتنگی یعنی تو نیستی !