ُُُshakib
غمگینم همانندِ: مرد هزار چهره که میگفت: نمی دونم چرا تو زندگیم هِـی نمیشه"
ُُُshakib
خــــــدايا هيــچ تنــهايي رو اونــقدر تنــها نكــن كه به هــر بي ليــاقتــي بگــه عشــقم.
ُُُshakib
یه سلام آلبالویی به تو که خیلی هلویی، یه سلام توتفرنگی به تو که خیلی قشنگی یه سلام پرتقالی به تو که خیلی باحالی !
ُُُshakib
توضیح نمی خواهد … تمام خواهش من یک جمله کوتاه است : دلی که به تو سپرده ام ، به غم مسپار
ُُُshakib
خیلی گریه داره حال من.. حال منی که ارزوی خیلیا هستم..منی که با وجود تو هنوزم گریه هایم را احساسم را با دیوار شریک میشومِ
ُُُshakib
به خواهرم میگم دعا کن برام ، دعای بچه ها زود اجابت میشه میگه :دِ نـَـه دِ اگه دعای بچه ها اثر داشت ، وقتی که من شیش سالم بود و تو اون عروسکمو شیکوندی ، باید میمُردی !!
ُُُshakib
از آن روز که رفته ای کارت شارژها را... سیگار میخرم و با خیابانها حرف میزنم!! همینطور پیش برود گوشی را هم باید بفروشم... کفش بخرم...!!!
ُُُshakib
بعضی شبا که خوابم نمی بره، یه جوری که مغزم بشنوه می گم: خوب! برم یه کتابی بیارم بخونم… هیچی دیگه، اصلا بیهوش می شم!
ُُُshakib
بچه رو به مادرش : مامان چرا بابا کچله ؟ مادر : بخاطر اینکه بابات خیلی فکر میکنه! بچه : پس چرا موهای تو اینقدر بلنده ؟ مادر : خفه شو !
ُُُshakib
<< نیکی که از حد بگذرد، نادان خیال بد کند.>>
ُُُshakib
انسان به گونه اي آفريده شده كه اگر آتش جانش شعله ور شود، همه غير ممكن ها را از سر راه برمي دارد.((ژان لافونتن))
ُُُshakib
نگی که ما گداییم / نگی که بی وفاییم ما اهل هر کجاییم / مخلص بعضیاییم
ُُُshakib
مثل * تيغ * باش ، تا محتاج نوازش نباشى
ُُُshakib
دوست داشتن ، نه در ازدحام روز گم می شود نه در خلوت شب خفته یا بیدار دوست می دارمت . .
ُُُshakib
از زیـر سنـگ هم کـه شده پـیدایم کـُن … مـدت هاست که تـنهـایی هـای مـرا … دست هـای جـستجوگـری لـمس نکـرده انـد.