دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )

شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
امتیاز: 2732

دنبال‌شدگان

(287 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(333 کاربر)

گروه‌ها

(5 گروه)

بازدید

شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...

همانند پلی بودم برای عبورت . . . به فکر تخریب من نباش . . . رسیدی دست تکان بده . . . من خود فرو میریزم . . .

شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...

شفيعي كدكني : آخرين برگ سفر نامه باران ، اين است . . . . كه زمين چركين است . . . .

شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...

مرا هیچ چیز عذاب نمیدهد جز اینکه همیشه دانسته خطا کردم ندانسته آلوده شدم نشناخته وابسته شدم و . . . ناخواسته رانده شدم .....

شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...

سلام

م ح م د
م ح م د

سلام ... ... هر کسی که ما در این دنیا دوست داریم ریسمانیست که ما را به زندگی اتصال می دهد. با تمام رنجهایش، انگیزه ایست برای بودن، برای زنده بودن ... . دوستدارتان م ح م د. وقتتون بخیر

این ارسال را بازنشر کرده است.
شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...

دوستان عزيزم فعلا خدا نگهدار همگي

: )  اَمـــَد
: ) اَمـــَد
در Coma

ک ِ معنای ِ عشقی ب ِ معنا بده ای ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...

بعضي ها خيلي بي جنبه هستن يهو هوا برشون ميداره

OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
aroosi.jpg OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ. ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ،ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ،ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ. ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ. ﺍﺷﮏ ﺩﺭﭼﺸﻤﺎﻥ ﺯﻥ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺣﺎﻝ ﮔﻔﺖ:ﻧﻤﯽ ﺗﻮﻧﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﺑﺎﺯﻧﮑﻨﻢ. ﺷﻮﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ، ﻭ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﺸﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ.ﺍﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺷﺖ. ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﺩﺍﺩ.ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪﺷﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻮﺩ.ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺯﻧﺪ ، ﭘﺪﺭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﺮﺩ ﻭ ﭼﻨﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﺭﺍ ﺳﺮ ﺑﺮﯾﺪ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﻔﺼﻠﯽ ﺩﺍﺩ. ﻣﺮﺩﻡ ﻣﺘﻌﺠﺒﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:ﻋﻠﺖ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ ؟ ﻣﺮﺩ ﺑﺴﺎﺩﮔﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ:ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻮﻥ ﮐﺴﯿﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮﻭﯾﻢ ﺑﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﻪ! سلامتی همه با محبت ...... ♥

این ارسال را بازنشر کرده است.
شيرين ( آليس در سرزمين عجايب )
شيرين ( آليس در سرزمين ع...

@IMAN معرفت در گرانيست كه به هر كس ندهندش ، پر طاووس قشنگ است به كركس ندهندش .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Moein Moradi
Moein Moradi

@♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫ نه پیشانے من به لبهاے تو رسید … نه لیاقت تو به احساس من … چیزے به هم بدهڪار نیستیم ؛ هر دو ڪم آوردیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
OM!D (  کلاه قرمزی خاندان )
OM!D ( کلاه قرمزی خاندا...

سگمو بردم دامپزشک منشیش میگه :سگتون مرضه؟ گفتم :پ ن پ خودم هاری گرفتم سگم گفت آشنا داره منو آورد اینجا ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
fariman
s8293_522546_4418252692360.jpg fariman

حکایت آن مرد را شنیده ای که نزد طبیب رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت. طبیب به او گفت: به میدان شهر برو، آنجا دلقکی هست، آنقدر تو را می خنداند تا غمت از یادت برود. مرد با چشمی اشکبار، لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حسام(بچه باحال دنبالر)
148.jpg حسام(بچه باحال دنبالر)

@شيرين ( آليس در سرزمين عجايب ) دوست نه حسابه که فراموش بشه نه چراغه که خاموش بشه. تقدیم به دوست عزیزم

این ارسال را بازنشر کرده است.