shoban
قاصد روزان ابری... داروگ کِی میرسد باران؟!
shoban
جَلد بام تو ام/ دام نمی خواهم!
shoban
کمین خواهم کرد/ صبورانه صبر خواهم کرد/ به جنگل واژه هایت پناه خواهم برد/ از همان گذرگاه نهانی!/ همان روزنه ای که نیمه باز گذاشتی...
shoban
انار دلم را دانه دانه می کنم/ یاقوت های سرخ/ کلاغی می پرد/ مست می شود...
shoban
نترس!/ ذهن خویش را آرام خواهم کرد/ تا فکر تو را آشفته نکند/ چه رام دنبال تو ام...
shoban
جامه هایی را که مرا می پوشند/ پاره پاره می کنم/ تا هیچ چیز مانع دیدارمان نباشد/ تهی از خویش...
shoban
هر شب/ پلکهای رؤیای تو/ می خزد زیر بالشم/ و/ آواز نگاهت را در گوشم زمزمه می کند...
shoban
مرگ می آمد/ در کامیونی پر از سوخت گازوئیل/ نمی توانستی اندکی صبرکنی!/ بگذار دست کم/ همین یک دیدار زنده بماند...
shoban
بگذار تا درون آیم/ نترس!/ شبه نیستم/ ولی/ باد همراه من است/ و/ چراغ را خاموش می کند...